ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٩٩
مقام خود سوگند. اين بنده يك لحظه هم اميد خير و حسن ظن بمن نداشت و اگر يك لحظه حسن ظن و اميد بلطف من داشت من او را بآتش نميترساندم در عين حال همين دروغ و ادعايش را بپذيريد و او را بهشت داخل كنيد. سپس عالم (موسى بن جعفر) ٧ فرمود: خداوند ميفرمايد: عملكنندگان نبايد براى رسيدن بپاداش اخروى باعمال خود اتكاء و اعتماد نمايند. چون هر چه كوشش كنند و بخود رنج دهند و عمر خود را در طاعت و عبادت بسر برند حق عبادت را انجام نداده و آن كرامت و پاداشى را كه انتظار دارند ذى حق نميشوند ولى فقط بايد اعتماد برحمت من داشته و اميد بفضل و عنايت من داشته باشند و بحسن ظن و اميدوارى صحيح اتكاء نمايند كه در اين صورت رحمت من شامل آنها شده و بنعمت من ميرسند و رضايت و خشنودى و مغفرت من آنان را فرا ميگيرد كه من خداوند رحمان و رحيم و باين اسماء ناميده شدهام و از عالم ٧ حديث ميكنم كه موسى بن عمران ٧ بفرمان الهى دو نفر از بنى اسرائيل را زندانى كرد و پس از مدتى بدستور خداوند آنها را آزاد ساخت و ديد يكى از آنها وضع و حالش پريشان و بكلى دگرگون و آشفته حال شده سؤال كرد چرا چنينشدهاى و چه عاملى در وضع تو اثر گذاشته گفت خوف و ترس از خدا. ديگرى را ديد كه كوچكترين تغييرى در او راه نيافته و آشفتگى خاطر و پريشانى حالتى بدست نيامده. پرسيد كه تو و رفيقت در يك وضع برابر و از هر جهت متساوى بوديد وضع و حال او دگرگون و آشفته است ولى در وضع تو تغييرى رخ نداده آن مرد گفت من داراى حسن ظن و گمان نيك و خوبى نسبت بخدا داشتم و لذا هيچ گونه حالتى براى من اثر سوء ندارد. موسى بن عمران ٧ عرضه داشت: پروردگارا حالت و گفتار اين دو بنده خود را ديدى و شنيدى. كدام يك از اينها بهتر و برتر است؟ خطاب رسيد آنكه داراى حسن ظن است.
و از عالم ٧ روايت ميكنم كه خداوند متعال بموسى بن عمران ٧ فرمان داد كه به بنى اسرائيل بگو: كه من در كنار بينش و گمان شما هستم. حال هر كس هر نحوه گمانى كه ميخواهد داشته باشد، باشد. خوب باشد لطف و كرم و خوبى خواهد ديد بد باشد بدى و حديث ميكنم. هر كس خوف از خدا داشته باشد بدنيا بىاعتناء خواهد شد و اين حديث بما رسيد از خداى خود بترس طورى كه او را مىبينى كه اگر تو او را نميبينى او تو را مىبيند و اگر خيال كنى كه او تو را نميبيند كافرشدهاى و اگر ايمان دارى كه او تو را مىبيند در عين حال بهنگام گناه خود را از مردم مستور و پنهان ميدارى ولى در حضور خدا دست بگناه ميزنى پس لا بد او را از بىارزشترين بينندگان ميدانى.
و روايت ميكنيم و يا بما حديث شده. هر كس بچيزى اميد داشته باشد او را دنبال