ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٤٧ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
قال ما اجمل عبد ذكر اللَّه اربعين يوما الّا زهده اللَّه في الدّنيا و بصّره داءها و دوائها و اثبت الحكمة في قلبه و انطق بها لسانه
هر آن بنده كه موفق شود تا چهل روز ايمان خود را خالص و پاك بدارد يا اينكه فرمود آن بندهاى كه تا چهل روز بطور نيكو صحيح در ياد خدا باشد خداوند بپاداش اين تمرين و مراقبت كامل حالت زهد در دنيا و شناخت كامل دنيا را باو عنايت فرمايد و تمام دردها و درمانهاى دنيا را با بصيرت كامل باو نشان ميدهد و دلش را منبع و سرچشمه حكمت و دانش ميسازد و زبانش را بحقائق و بيان مطالب حكمت آميز روان و گويا ميفرمايد. سپس حضرت اين آيه شريفه را تلاوت فرمود:
إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ اعراف ١٥١ آنان كه گوسالهپرستى را انتخاب نمودند قطعا بغضب و خشم خداوندى و بدبختى و ذلت دنيوى گرفتار خواهند شد و كيفر دروغگويان را اين چنين خواهيم داد. و حضرت فرمود: هر كس كه بدعتى در دين داشته باشد و يا افتراء و دروغى بر خداى متعال و بر رسول خدا و اهل بيت آن حضرت ببندد مسلما بذلت و رسوائى مبتلا خواهد شد.
بيان منظور از اخلاص ايمان خالص و پاك داشتن ايمان از آثار زيانبار شرك و رياء و ساير معاصى و گناهان است و اينكه در تمام كارها و اعمال خود انگيزهاى بجز خدا نداشته باشد و اينكه مدت تمرين و مراقبت را چهل روز قرار داده است شايد از اين جهت باشد كه خداوند انتقال و تحول از حالى بحال ديگر را در اصل خلقت و آفرينش انسان در مدت چهل روز مقرر فرموده نظير انتقال از حالت نطفه بعلقه و از علقه بمضغه و از حالت مضغه بودن باستخوانبندى و از اين حالت بحالت پوشش گوشت بر استخوانها. و لذا پذيرش توبه شراب خوارى پس از انقضاء مدت چهل روز است كما اينكه در حديث آمده و زهد در چيزى بمعناى رها كردن و مايل نبودن بآن چيز است و دردهاى دنيا همان صفات زشت و انجام گناه است و آنچه كه باعث دورى از ساحت قدس ربوبى ميگردد و دواء و درمان هم رياضتها و تحمل مشكلات و جديت و كوشش در مخالفت با نفس و انديشه و تفكر صحيح و بطور كلى آنچه باعث ترك معصيت و دورى از گناهان مىشود و يا مقصود از درد و مرض بيمارىهاى دل است كه در نتيجه علاقه مفرط بدنيا پيدا مىشود و درمان آنهم مراقبت كامل است بآنچه كه دل را از اين گونه علائق رها نمايد و گفته شده درمان دنيوى همان مقدار نياز و درد مقدار بيش از نياز است و يا اينكه درد شيفتگى دل بدنيا و درمان رها سازى دل است از اين شيفتگى و يا منظور دنياى مضر و زيانآور در امر آخرت و آنچه كه موجب سود اخروى گردد يعنى اطاعت و معصيت و فرمانبرى و سركشى باشد و