ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٤٩ - باب ٥٩ در باره بيم و اميد و حسن ظن بخدا و گمان لطف و كرم از خداوند متعال داشتن
است و يا منظور عاقبت و پايان است از مرگ و بعدا بعث از قبر و بعدا حساب و پاداش كه حالت انسان مانند حال آن برده و بندهاى است كه پس از مدت طولانى بخدمت سيد و مولاى خود برسد و اين مولا و مالك از تمام احوال و افعال گذشته او كمال اطلاع و آگاهى را دارد. در اين حال مولاى او يا از افعال اين بنده راضى و خشنود است كه در نتيجه اين ملاقات همراه با بشارت و سرور و خوشحالى است و يا اعمال و افعال گذشته مورد خشم و نارضايتى بوده كه در اين صورت ملاقات توأم با خشم و ناراحتى است (پس آيه مثل است) على بن ابراهيم گفته آن كس كه لقاء اله را دوست داشته باشد اجل و مرگ او زود ميرسد. در توحيد از امير مؤمنان على ٧ در تفسير اين آيه- مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ نقل كرده كه فرمود يعنى كسى كه ايمان ببعث و رستاخيز دارد قطعا وعده الهى بثواب و عقاب خواهد آمد و محقق مىشود. پس لقاء بمعناى رؤيت نيست و لقاء بمعناى بعث و برانگيخته شدن است وَ هُوَ السَّمِيعُ اقوال و گفتارهاى بندگان را مىشنود العليم از عقائد و اعمال آنها آگاه است.
وَ إِلَيْهِ تُقْلَبُونَ بسوى او بازگشت ميكنيد وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ شما نميتوانيد خداوند را عاجز و ناتوان كنيد از اينكه شما را درك نموده و تحت قدرت خود قرار دهد فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ اگر بآسمان و زمين فرار نموده و متوارى و پنهان شويد بالاخره شما را درك مينمايد و ميگيرد مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ جزا و يا روياروى نيست كه شما را از بلاها و از بعث و لقاء او باز دارد. أُولئِكَ يَئِسُوا مِنْ رَحْمَتِي آنان از رحمت من مايوس و ناميدند چون رستاخيز قيامت و كيفر و پاداش را انكار ميكنند وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بسبب كفر و عنادشان لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ نظر نميدهد و باز نميدارد و پدرى از پسرش و قرائت شده لا يجزى از اجزاء بمعناى اغناء نميتواند بىنياز كند پدرى از جانب فرزندش- هر كس مسئول اعمال خويشتن است- إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌ وعده الهى بكيفر و پاداش حق است.
لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ خصلت و صفت نيكى كه سزاوار است از آن تأسّى و پيروى شود مانند پايدارى و استقامت در صحنه نبرد و تحمل و پذيرش شدائد و مشكلات لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ يعنى اميد بثواب الهى يا لقاء و ديدار او و نعمتهاى آخرت و يا روزها و روزگار خدا و مخصوصا روز واپسين و رجاء ممكن است بمعناى آرزو و بمعناى خوف و ترس باشد و اضافه بر رجاء كثرت ذكر و زياد در ياد خدا بودن را كه نتيجهاش ملازم و مراقب بودن باطاعت است ذكر كرده چون كسى كه تأسّى برسول خدا بنمايد بايد اين چنين باشد وَ تَخْشَى النَّاسَ آيا از ملامت و سرزنش مردم ميترسى؟ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ و خدا براى ترس از او سزاوارتر است اگر منشأى باشد وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً پس بايد