ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٩٧ - باب ٥٣ در باره نيت و شرائط آن و مراتب و درجات آن و ارزش و ثواب آن و اينكه عمل قبول شده بسيار كم و نادر است
پيش مىآيد و صحيح بودن مشكلتر است و اگر چنانچه در انجام عبادت داعيه ديگرى غير از رياء ضميمه شود مثلا هنگام وضو يا غسل قصد خنك شدن را هم داشته باشد در اين فرض سه قول و سه احتمال ميرود ١- بطلان عبادت ٢- صحت آن ٣- تفصيل و فرق ميان آن موردى كه قصد اولى و نيت اصلى قربت و نزديكى بخدا باشد و ضمنا ميخواهد خنك هم بشود و موردى كه بعكس باشد و منظور اصلى تبريد و آب تنى و خنك شدن باشد در ضمن وضو و غسلى هم براى تقرب بجا آورد كه در فرض اول عبادت صحيح است و در دوم باطل مرحوم شهيد اول در كتاب ذكرى چنين فرموده: اگر در نيت عبادت قصد و نيت ديگرى را كه با عبادت منافات دارد ضميمه نمايد مانند رياء و يا نيت استحبابى در عمل واجب در اين فرض بطلان عبادت بيشتر بنظر ميرسد و احتمال فساد ميچربد چون وقتى كه هدف و مقصود دو چيز شد و آن دو چيز منافى يك ديگر بودند لازمهاش اين است كه قصد و نيت آن دو چيز هم با يك ديگر منافات داشته باشد بنا بر اين فرض نيت عبادت با اراده و قصد آن چيز جمع نميشود ولى ظاهر كلام مرحوم سيد مرتضى صحيح بودن عبادت است البته صحت بمعناى اينكه اعاده و قضاء لازم ندارد نه باين معنا كه عبادتى است قبول و ثواب و پاداش داشته باشد و ايشان اين حرف را در مورد رياء و خودنمائى گفته و در نمازى كه به نيت رياء انجام شود و لازمه حرف سيد مرتضى صحت عبادت است در نماز و غير نماز در صورتى كه با قصد تقرب رياء هم ضميمه شود و اگر امور ديگرى غير رياء كه در هنگام عبادت پيدا مىشود و از لوازم آن عمل است نظير خنك شدن در وقت وضو و غسل در ضمن قصد شود و آنها را هم اراده كند در اين فرض مرحوم شيخ طوسى و محقق قائل بصحت شدهاند از نظر اينكه چنين شخصى قصد عبادت را نموده و يك چيز اضافى و زيادى را هم كه با عبادت منافات ندارد قصد كرده و قول ببطلان هم در همين فرض امكان دارد چون اخلاص در عمل كه در عبادات شرط است مراعات نشده و نيت گرم شدن در برابر آفتاب و نظافت هم همين طور تا اينجا كلام مرحوم شهيد بود كه تمام شد. و من ميگويم اگر انسان در موقع عبادت پارهاى از امور دنيوى را قصد نمايد آيا در اين صورت هم ميتوان گفت كه عبادت باطل است؟ ظاهر كلمات بعضى از اصحاب علم قول ببطلان است ولى اين حرف مشكل بنظر ميرسد چون عباداتى هست كه بمنظور رسيدن بخواسته دنيوى انجام مىشود مانند نماز حاجت استخاره تلاوت قرآن در بعضى از موارد اذكار و دعاهائى كه در اين زمينه رسيده و اين گونه اعمال قطعا عبادت است با اينكه براى امور دنيوى انجام مىشود و اگر تصور شود كه در اين موارد تكليف انسان اين است كه آن هدف دنيوى را قصد نكند تا در نتيجه عبادتش انگيزه دنيوى نداشته باشد. چنين حرفى جمع بين ضدين و تكليف