ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٨٧
و نسبت سماحت و جود بكف دست، از اين جهت است كه عطا و بخشش بوسيله دست ظاهر مىشود و كفّين دو دست بمنظور مبالغه است و يا منظور پرداخت حقوق واجبه و صدقات مستحبه است.
النّقىّ الطّرفين
يعنى فرج خود را از حرام و تجاوز بناموس ديگران و موارد شبهه و زبان را از دروغ و ناسزا و تهمت و فحش و غيبت و معاصى ديگر و سخنان بيفائده بازداشته و پاكيزه كند و يا منظور فرجين باشد و يا مقصود از طرفين فرج و دهان را از حرام و شبهه باز دارد و يا منظور از طرفين يعنى از طرف پدر و مادر پاك و بزرگوار و اصيل باشد البته معناى اول بهتر است. در نهايه طرفا لانسان دو طرف و دو جهت انسان لسانه و ذكره زبان و فرج او و منه لا يدرى اىّ طرفيه اطول هم زبانش دراز است و هم پائين شكمش بىبند و بار است و ما ادرى اىّ طرفيه اسرع نفهميدم كدام طرفش سريعتر است كنايه از اينكه هم مرض تهوع و استفراغ دارد و هم مرض اسهال كه هر دو طرف بالا و پائين با سرعت كار ميكند.
و معناى سوم (فرج و دهان) هم خوب است چون در حديثى است كه رسول خدا ٦ فرمود: بيشترى چيزهائى كه موجب رفتن دوزخ مىشود. دو سوراخ است. گفتند:
يا رسول اللَّه آن دو چيست؟ فرمود: فرج و دهان. و نيز در اخبارى كه در موضوع مهلكات و موجبات هلاكت و شقاوت وارد شده شهوت شكم و پائينتر از شكم قرين هم و رديف يك ديگر ذكر شده است و در معانى الاخبار از حضرت نقل شده كه فرمود: هر كس ضامن شود كه حفظ كند آنچه بين دو فك او است (زبان) يا دهان و آنچه ما بين دو پاى او است من هم براى او بهشت را ضامن ميشوم و خيلى از علماء اين روايت را بمعناى دهان و فرج معنا نمودهاند و صدوق مرحوم گفته منظور زبان و فرج است و اسباب بلاها و گرفتاريها از اين دو عضو سرچشمه ميگيرد.
البرّ بوالديه
يعنى آن كس كه بپدر و مادر احسان و نيكى كرده و مطيع آنان بوده و در صدد تامين خواستههاى آنان باشد.
و لا يلجئ عياله الى غيره
يعنى با اينكه قدرت تأمين هزينه عيالات خود را دارد آنها را مضطر و مجبور باين نكند كه از ديگران تقاضاى كمك كنند
الجأته اليه
و لجأته با همزه يعنى او را مضطر و مجبورش ساختم.
٢١- كافى حسين بن محمد ... از مردى از بنى هاشم كه گفت قال: چهار خصلت است كه هر كس داراى آنها باشد اسلامش كامل است و اگر چه از فرق سر تا پايش خطا و گناه باشد
لم تنقصه
نقصى وارد نميشود- صدق و راستى- حياء و شرم- خوش خلقى شكر و سپاسگزارى.
بيان- مقصود از مرد هاشمى حضرت صادق ٧ است. و از جهت تقيه شديد و اختناقى