ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٧٨ - و اما اخبار و روايات
جلال و عظمت و بلندى و ارتفاع مقام خود هيچ بندهاى خواست مرا بر خواستههاى خود مقدم ندارد مگر اينكه من زندگى او را تامين و مرتب نموده و آسمانها و زمين را ضامن روزى او مينمايم و در دنبال تجارت هر تاجرى بسود او مىپردازم.
بيان و توضيح گفتار خدا كه فرموده (قسم بعزت خود) لفظ عزت بمعنى قوت و نيرومندى و شدت و استحكام و غلبه و پيروزى آمده است بنا بر اين عزت خداوند بمعناى پيراسته و منزه بودن او است از نشانههاى ممكن بودن و ذلت و پستى نقص و كمبودى (هر چيزى كه از نقص و كمبودى حكايت كند و نياز و احتياج و امكان را نشان دهد در آن ذات مقدس راه ندارد) و برگشت هر چيزى بسوى او و خاضع و خاشع بودن و تسليم شدن براى او و در خواست كردن از او. و اما لفظ عظمت (كه در اخبار گذشته وجود داشت) در چيزهائى كه جسم است باين معنا است كه جسمى در ابعاد سهگانه طول و عرض و عمق بزرگ باشد.
ولى در مورد توصيف خداوند بصفت عظمت البته اين معنا را نميتوان منظور داشت چون آن ذات بيچون جسم نيست بلكه مقصود از عظمت اين است كه آن ذات مقدس از حد و اندازهگيرى و دستيابى عقول و اوهام و افكار خردمندان بيرون و برتر است بطورى كه فكر و انديشه احاطه نمودن و راه يافتن بكنه وجودش و ذات مقدسش در نظر ارباب فهم و دانش راه پيدا نمىكند و اما لفظ (علو) كه باز در اين اخبار هست منظور علو و بلندى حسى نيست بلكه علو عقلى و برترى مطلق و كامل حقيقى است باين معنا كه هيچ رتبه و مقامى بالاتر و برتر از رتبه او نيست. از اين نظر كه در سلسله مراتب كمالات عقلى مرتبه عليت و سرچشمه بودن بالاترين مراتب است و چون ذات مقدس او مبدأ و سرچشمه تمام موجودات عقلى و حسى است و جميع موجودات عالم خلقت و آفرينش در هستى و صفات و لواحق هستى باو منتهى مىشود و او است علت العلل. قطعا رتبه و مقام او از همه بالاتر است و برترى على الاطلاق در وجود و هستى (كه بهيچ موجودى نياز و بستگى ندارد) از آن او است و امكان ندارد كه فوق مقام و رتبه او مقامى باشد و گر نه سرچشمه هستى نميشود و همين است معناى آن كلام ارزنده امير مؤمنان ٧ كه فرمود
سبق في العلو فلا اعلى منه
علوّ و برترى و سبقت گرفته بر همه و در رتبه و مقام از همه برتر است و بالاتر و برتر از او چيزى نيست.
و اما ارتفاع مكان كه باز در اين اخبار آمده است كنايه از اين معنا است كه اشاره حسى و يا قولى بآن ذات مقدس امكان ندارد. (و باز توضيح جملهاى كه در اين اخبار گذشته بود) كه فرمود هيچ بندهاى خواست مرا بر هواى نفس خود مقدم ندارد. منظور از هواى نفس تمايل نفس انسانى است بچيزى كه مطابق طبيعت او باشد از لذتهاى نقدى