ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٧١
اى مردم: شما معالم و راهنمائى داريد بآنها توجه كامل داشته باشيد. مقصد و هدفى داريد بسوى آن حركت كنيد. آگاه باشيد مؤمن هميشه از دو جهت در خوف و اضطراب است از جهت گذشته خود و عمرى كه صرف نموده نميداند خداوند نسبت بگذشته و كارهائى كه انجام داده چه كرده و چگونه نظر خواهد داد- آيا از گناهانش ميگذرد و اطاعات و خدماتش را ميپذيرد يا نه و از جهت آينده خود و تتمه عمرى كه باقيمانده كه چه سرنوشتى در انتظار او است- آيا توفيق و لطف الهى يا سلب توفيق بنا بر اين شخص مؤمن بايد از وجود خود و سرمايه و ثروت و فرصت دنيوى خود براى آخرتش بهرهبردارى نمايد و در جوانى خود پيش از فرا رسيدن ايام پيرى و ناتوانى. در حال حيات و فرصت زندگى قبل از فرا رسيدن مرگ فعاليت و كوشش بليغ نمايد بآن خدائى كه جان محمد ٦ در قبضه قدرت او است پس از مرگ و سپرى شدن زندگى دنيا فرصت استرضاء و به دست آوردن رضايت و خشنودى حق فراهم نيست پس از اين جهان منزل و خانهاى جز بهشت و دوزخ نيست.
تبيين و توضيح-
ان لكم معالم
- در قاموس گفته معلم الشّيء يعنى موارد احتمال و راه بردن بچيز و در صحاح گفته معلم يعنى اثر و نشانه كه بوسيله آن راه و جاده روشن مىشود- تابلو راهنما- و مقصود در اينجا يا آيات قرآنى است مخصوصا آياتى كه مربوط به امامت و مقام رهبرى ائمه اطهار ٧ و وجوب متابعت و پيروى از آنان- و يا هر چه كه بوسيله آن احكام و اصول و فروع دين بدست آيد (قرآن و سنت)، بلكه شامل دلائل و براهين قطعى عقلى نيز مىشود و ممكن است تمام آيات آفاقى و انفسى را نيز شامل شود (كه اين آيات آفاقى) تمام موجودات آسمانى و زمينى و كيفيت و چگونگى آفرينش آنها كه بهترين دليل خداشناسى است و آيات انفسى يعنى مطالعه در درون و حالات روحى خود انسان) نيز راهنماى خدائى است) و يا مقصود از معالم پيشوايان دين و ائمه اطهار ٧ باشد كه آنان راهنماى حلال و حرام هستند كه در اخبارش گذشت و نهايت بكسر نون يعنى غايت و آخرين نقطهاى كه باو منتهى ميگردد و مقصود از آن بقرينه كه اين لفظ مفرد آمده و در هر زمانى هم يك امام بيشتر نيست مىشود گفت امام هر زمانى و يا منظور نهايت و سير كمال هر شخص بحسب استعدادش و قابليتش در مراحل و مراتب قرب و كمال.
و گفته شده مقصود قرارگاه انسان و منزلگاه بهشتى است. و يا منظور مرگ و اجل موعود كه اين احتمال بعيد است.
بين اجل قد مضى
. مقصود از اجل يعنى عمر گذشته. از اين جمله استفاده مىشود (چنانچه گفته شد) كه خوف نسبت بگذشته هم اطلاق مىشود ولى اين حرف صحيح نيست و هيچ گاه انسان از چيزى كه گذشته و تمام شده ترس ندارد، بلكه مورد