ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٤٩ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
آنان خواهد شد چون قبلا معلوم شد هر دلى كه در آن شك و شركى باشد از درجه اعتبار ساقط است و شك و شرك هر دو بدعت و افتراء بر خدا و رسول است و اين آيه بر فرض كه در باره گروهى نازل شده باشد شان نزول موجب اختصاص اين حكم بآن گروه نميشود و اين وعيد و غضب هر كسى را كه مانند آنها باشد شامل است (پس بايد مراقب اخلاص باشند).
وجه چهارم نيز در نظر ما هست و آن اينكه اخلاصى كه در اين حديث هست اختصاص به خلوص عمل از رياء نيست، بلكه منظور اخلاص ايمان و عمل از رياء و از بدعت و از هر چه كه مانع از قبول باشد بنا بر اين حضرت آيه شريفه را براى يكى از اقسام آن (خلوص از بدعت) تلاوت فرموده.
٨- خصال ... ابن ابى يعفور از حضرت صادق ٧ نقل ميكند كه رسول خدا ٦ در سرزمين منى در سفر حجة الوداع سخنرانى كوتاهى براى مردم در مسجد خيف ايراد فرمود. حمد و ثناء الهى را بجا آورد سپس فرمود: خداوند خوشحال و مسرور بدارد آن بندهاى را كه گفتار مرا شنيده و ضبط نمايد و بافرادى كه حاضر نيستند و نشنيدهاند ابلاغ كند.
چه بسا فقيه و دانشمندى كه از دانش خود بهرهاى نبرده و چه بسا افرادى كه بار علم و فقه را بدوش كشيده و بسوى كسانى كه فقيهتر و آگاهتر از او هستند حمل ميكند و به آنان تقديم ميدارد. سه چيز است كه قلب مسلمان در باره آنها خيانت نميكند و مراقبت بر آنها را از وظائف حتمى خود ميداند (١) اعمال و عبادات خود را از هر گونه انگيزه غير الهى پاك و خالص نموده و فقط براى خدا انجام دهد (٢) نسبت بپيشوايان و رهبران مسلمين كمال صميميت و خيرانديشى را داشته باشد (٣). و با جامعه ملت مسلمان كمال همكارى و پيوستگى را مراقب باشد چون هر گونه دعوت و پيشنهاد و تبليغى كه از طرف مسلمين باشد منطقى است كه مربوط بهمه افراد است و تمام افراد مسلمين برادر و برابر و خون و جان همه آنها در يك سطح و مساوى با هم است و هر گونه تعهد و پيمانى كه يك فرد از مسلمانان با كفار داشته باشد از نظر همگى محترم گر چه آن يك فرد از نظر موقعيت اجتماعى و يا مالى در سطح پائينترى باشد و عموم افراد يك دست قوى و نيروى فشرده و متحدى هستند در برابر بيگانگان.
٩- امالى ... حضرت رضا از پدران بزرگوار خود نقل نموده كه امير مؤمنان ٧ فرمود دنيا بطور كلى فعاليت و كار و سعى در آن همه جهل و نادانى است مگر سعى و كوششى كه در راه علم و دانش باشد و علم و دانش هم جز محبت و قطع عذر چيز ديگرى