ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٢٨ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
آنان را انتخاب نموده و در هر دو صورت استثناء منقطع است (چون در آيات قبلى در باره اهل عذاب صحبت است و در ظاهر مستثنى سند آن گروه هستند و استثناء متصل از اين گروه معنا ندارد) حضرت باقر از پيغمبر نقل كرده لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ براى آنان رزق و روزى معلوم و مشخصى هست فرمود خدمه بهشتى ميدانند و آن را براى اولياء خدا پيش از درخواست مىآورند و اما اين آيه فَواكِهُ وَ هُمْ مُكْرَمُونَ فرمود اهل بهشت تمايل بهر گونه چيزى داشته باشند با احترام براى آنها مىآورند. مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ دين خود را براى خدا از هر گونه شرك جلىّ و خفى خالص و پاك كردهاند.
فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ در مجمع گويد يعنى دين خود را از شرك و پرستش بتها و صنمها پاك و خالص گردان و اخلاص اين است كه بنده در نيت و عملش فقط متوجه خالق و آفريدگار خود باشد و هيچ گونه غرض و هدف دنيوى نداشته باشد أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ و خالص چيزى است كه بهيچ نحو بر پا و سمعه و خودنمائى آميخته نبوده و هيچ انگيزه دنيوى در آن نباشد و گفته شده معناى اين جمله اين است كه بدانيد طاعت و عبادتى كه پاداش دارد بايد فقط براى خدا بتنهائى باشد و ديگرى شريك نباشد و گفته شده دين خالص يعنى اعتقادات واجب و لازم در مسأله توحيد و عدل و نبوت و اقرار به آنها و عمل نمودن بمقتضاى آنها و بر كنار و دور بودن از هر دينى كه غير اين باشد.
و در باره اين آيه مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ گويد يعنى خدا را يكتا و يگانه ميدانم و چيز ديگرى را در عبادتم با او شريك نمينمايم و عبادت خالص و پاك عبادتى است كه هيچ معصيت و گناهى همراه او نباشد وَ أُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ كه فضيلت و ارزش سبقت در ايمان را هم بدست آورم. مُخْلِصاً لَهُ دِينِي طاعت و عبادتم را خالص او نمايم (تمام شد كلام طبرسى). فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ اكنون شما هر چيزى را كه ميخواهيد عبادت كنيد كه اين جمله تهديد و وعيد بخذلان و بدبختى است.
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا يعنى خدا مثلى زده براى مشرك و موحد مُتَشاكِسُونَ يعنى افراد مختلف كه با هم نزاع و كشمكش دارند وَ رَجُلًا سَلَماً لِرَجُلٍ يعنى كسى كه فقط بنده و برده يك شخص است و هيچ كس حقى و سلطهاى بر او ندارد بجز همان يك شخص و گفته شده خداوند مشرك و بتپرست را كه بر طبق مذهب باطل خود بايد براى بتهاى گوناگون كرنش و خضوع نمايد و هر معبودى هم يك نوع خواسته از او توقع دارد تنظير كرده و مثل زده بآن بنده و بردهاى كه گروهى مالك و صاحب دارد و همه در او شريكند و هر يك او را بطرف خود ميكشد و در كارها و مقاصد گوناگون خود او را دست بدست ميگردانند و اين برده در ميان اين خواستهاى مختلف متحير و سرگردان و با تشويش و اضطراب