ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٤١١
او ما را مىشناسد.
٧٣- كتاب زيد نرسى حضرت صادق ٧ فرمود: آن كس كه خدا را شناخت از او ميترسد و آن كس كه خوف از خدا داشته باشد همين حالت خوف او را بر انجام طاعت و عبادت وادار مينمايد و بادب الهى مؤدب خواهد بود. پس بشارت باد باهل اطاعت و آنان كه بادب الهى مؤدب هستند و آنان كه برنامه اعمال خود را فقط از طريق خدائى ميگيرند. كه اينان را خداوند از حوادث و فتنههاى گمراهكننده نجات خواهد داد. و هيچ صفتى براى دين مسلمان از صفت بخل زيانبارتر نيست.
٧٤- مشكاة الانوار حضرت صادق ٧ فرمود: عيسى بن مريم ٧ دو نفر از ياران خود را دنبال كارى فرستاد وقتى مراجعت نمودند يكى از آنها بطورى لاغر و نحيف شده بود مثل مشك خشك و كهنهاى كه پوست بر بدنش چسبيده بود ولى ديگرى سيمين و فربه حضرت باولى گفت چرا چنين ضعيف و نحيفشدهاى؟ گفت از جهت خوف و ترس از خدا.
و آن ديگرى كه چاق و فربه بود در جواب پرسش حضرت گفت من داراى حسن ظن و اميدوار بخدا هستم.
٧٥- نوادر على بن اسباط از هارون بن خارجه از حضرت صادق ٧ كه فرمود:
در قوم بنى اسرائيل عابدى بود كه در كنج منزل مشغول عبادت بود. شبى بر در خانهاش زنى را ديد كه خواستار ورود بخانه است. عابد گفت مرد اجنبى، با زن نامحرم در يك خانه باشند صحيح نيست. زن گفت ميترسم درندهاى بر من حمله كند كه گناهش بر تو است از اين جهت عابد در را باز كرده و زن داخل شد عابد چراغى كه در دست داشت بطرف بالا برد و فضا تاريك شد تا در نتيجه زن را نبيند زن گفت فضاى روشن ما را تاريك كردى عابد چراغ را برگرداند طولى نكشيد كه شهوت عابد تحريك شد و چون احساس ميل شديد در خود نمود انگشت كوچك خود را بآتش برد همين طور مرتب بهنگام هيجان شهوت يكى از انگشتان خود را بآتش ميبرد تا بالاخره تمام پنج انگشت خود را سوخت و با اين عمل توانست خود را از آلودگى حفظ كند و چون صبح شد بزن گفت حركت كن و بيرون رو كه مهمان بدى بود براى من.
(الحمد للَّه رب العالمين و صلّى اللَّه على محمد و آله الطاهرين اللهم وفقنا لمرضاتك و احفظنا من شر انفسنا)