ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١١٧ - اخبار
در پاسخ نوشت اما در باره ترك آميزش با زنان، تو خود ميدانى كه روش رسول خدا ٦ در اين مورد چگونه بوده است و اما راجع به ترك غذاهاى خوب آن هم كه معلوم است روش رسول خدا ٦ اين بود كه حضرتش گوشت تناول ميفرمود، عسل ميخورد (از غذاهاى خوب اجتناب نميكرد) و اما آن قسمت كه خوف و ترس از خدا بطورى او را گرفته كه نميتواند سر بطرف آسمان بلند كند پس باين آيه توجه نما و او را زياد تلاوت كن.
الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ. آل عمران ١٧ بندگان خدا داراى اين صفاتند: صبر و استقامت دارند و صدق و راستى و عبادت خدا و انفاق از اموال خود را در راه خدا مقيد و مراقب هستند و سحرگاهان از خدا طلب رحمت و مغفرت مينمايند (به تمام جهات ميپردازند و يك بعدى نيستند).
٧- الدرّة الباهرة صوفىها و اهل تصوف بحضرت رضا ٧ عرض كردند. مامون امر خلافت را بشما واگذار كرد و البته شايستهترين افراد براى خلافت شما هستيد ولى اين امر نيازمند باين است كه شما سابقه پشمينه پوشى و زى تصوف و لباس مناسب را داشته باشيد حضرت فرمود واى بر شما (كه معرفت در حق امام و موضوع رهبرى و سمت امامت نداريد) آنچه كه وظيفه امام و انتظار و توقع از او بايد داشت همانا عدل اجتماعى و دادگسترى او است حرفى كه ميگويد بر پايه صدق و راستى استوار باشد حكومتش بر مبناى عدالت و وعدههايش قطعى و بآنها عمل كند قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ چه كسى لباسهاى خوب و غذاهاى پاكيزه كه خداى براى بندگان خود آفريده حرام و ممنوع كرده است. اعراف ٣٢- يوسف پيامبر لباسهاى حرير زربفت ميپوشيد و بر پشتىهاى خاندان فرعون مىنشست و تكيه ميداد.
٨- نهج البلاغه از سخنان على ٧ در بصره كه داخل شد بر علاء بن زياد حارثى براى عيادت او از اصحاب على ٧ بود چون منزل وسيع علاء را ديد فرمود: اين خانه باين وسعت براى چيست در اين دنيا و تو بخانه وسيع در آخرت نيازمندتر هستى بله اگر بخواهى ميتوانى همين خانه را وسيله تامين آخرت قرار دهى كه اينجا محل پذيرائى مهمانان و واردين و ارحام و خويشان باشد و اينجا جايگاه بررسى بحقوق مسلمانان و رساندن حق بصاحبش باشد كه اگر اين طور باشد اين خانه وسيله رسيدن بآخرت است علاء گفت اى امير مؤمنان از وضع برادرم عاصم بايد به شما شكايت كنم. حضرت فرمود:
چطور شده؟ عرضه داشت لباس خشن بر تن كرده و از دنيا و زندگى بكلى دست برداشته حضرت دستور احضارش را داد وقتى كه حارث آمد حضرت فرمود: اى دشمنك خود شيطان خبيث بر تو تسلط يافته آيا بزن و فرزندت رحم نميكنى؟ همچو تصور ميكنى كه خداوند