ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٩١ - باب ٥٣ در باره نيت و شرائط آن و مراتب و درجات آن و ارزش و ثواب آن و اينكه عمل قبول شده بسيار كم و نادر است
باشد.
٣- آنچه از اين ديد نقل شده و او اين است كه شخص مؤمن از نظر ايمان و اعتقادى كه دارد آرزو ميكند و قصد ميكند كارهاى خير و امور زيادى را انجام دهد ولى متاسفانه فرصت بدست نمىآيد و زمان و وقت كشش و گنجايش انجام اين همه كارهاى خير را ندارد بنا بر اين ثواب و عناياتى كه از جانب خدا در مقابل اين نيت خير باو داده مىشود خيلى بيشتر از آن ثوابهائى است كه بعنوان پاداش اعمال و كردار بدست مىآورد.
٤- آنچه كه بعضى از محققين گفتهاند كه البته شخص با ايمان و معتقد و متدين بحسب اقتضاء ايمانش نيت و تصميمش اين است كه كارهاى خود و عباداتش را به بهترين وجه و كيفيت انجام دهد ولى در مرحله عمل و پياده كردن تصميم آن طورى كه بايد و شايد موفق نميشود بنا بر اين برنامه و طرحى كه در مرحله فكر و نيت تنظيم مىشود هميشه از آن چه كه عملا محقق مىشود و خارجيت پيدا ميكند بهتر و كاملتر است و اين توجيه تا حدى با توجيه اول تطبيق مينمايد و امكان جمع بين اين دو هست و حديث سوم و پنجم كه در كافى در باب نيت نقل شده همين دو معنا را تائيد ميكند و همچنين حديثى كه مرحوم صدوق در علل الشرائع از حضرت باقر ٧ نقل نموده كه فرمود: نيت مؤمن از عملش بهتر است از اين جهت كه شخص با ايمان آرزو دارد و دلش ميخواهد كارهاى زيادى را انجام دهد ولى فرصت و عمرش رسائى ندارد. و نيت كافر هم از عملش بدتر است چون او هم باقتضاى طبيعت و عناد خود نقشههاى زشت و خطرناكى ترسيم ميكند و كارها و اعمال زيانبارى را آرزو كرده و در ذهن و فكر خود ميپروراند ولى خوشبختانه فرصت كوتاه و عوامل و موانع ديگر باو اجازه نميدهد. و نيز مرحوم صدوق بسند خود از حضرت صادق ٧ نقل كرده كه زيد شحام بحضرت عرضه داشت من از شما شنيدهام كه فرمودى نيت مؤمن از عملش بهتر است چطور مىشود كه نيت عمل از خود عمل بهتر باشد؟ فرمود از اين نظر كه عمل انسان امكان دارد ريائى و بمنظور جلب توجه مردم باشد ولى نيت كه امر قلبى است و رياء بردار نيست فقط براى خدا و از جهت ارتباط دل با او است خداى مهربان هم در مقابل اين نيت و تصميم قلبى ثواب و پاداشى باو عنايت ميفرمايد كه اين پاداش را خود عمل و پيكره آن ندارد و حضرت بعنوان مثل و نمونه فرمود مثلا بنده مؤمن در روز تصميم ميگيرد كه سحرگاه از خواب برخيزد و نماز شب بخواند اتفاقا خواب عميق او را فرا گرفت و موفق نشد خداوند مهربان در برابر اين تصميم و نيت ثواب نماز شب و تهجد را باو عنايت فرموده و تنفسش را تسبيح و خوابش را صدقه و انفاق بحساب مىآورد.