ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٤٠٠
خواهد كرد و هر كس از چيزى بترسد از او گريزان خواهد شد (كسى كه اميد وصول بپاداش اخروى داشته باشد البته بايد در مقام تحصيل آن برآيد و راه وصول آن را در پى گيرد و همچنين ترس از دوزخ) هر مؤمنى كه در دلش خوف و رجاء واقعا باشد خداوند او را به آرزوهايش رسانيده و از آنچه ميترسد ايمنش ميفرمايد. و نيز اين حديث بما رسيده. هر كس در حال ايمنى از سلب و محروميت از پاداشهاى اخروى بميرد و حالت خوف نداشته باشد از نعمتهاى اخروى محروم خواهد شد و آن كس كه در حال خوف و ترس از سلب نعمت و محروميت از ثواب اخروى بميرد، محروم نخواهد شد و بنعمتها خواهد رسيد.
٥٧- مصباح الشريعه حضرت صادق ٧ فرمود خداوند متعال بحضرت داود ٧ وحى نمود كه الطاف و نعمتهاى مرا ببندگان تذكر بده و هميشه آنها را متوجه نعمتهاى من بگردان چون آنها از من جز خوبى و نيكى نديدهاند تا در نتيجه اين تذكر و توجه نسبت بآينده خود همانند گذشته خود خويشبين بوده و حسن ظن داشته باشند و خوش بينى و حسن ظن بعبادت و انجام وظيفه وادار ميكند. ولى آن كس كه مغرور بخود است و بنعمتهاى خداوند توجه ندارد گناه و معصيت را ادامه داده و در خيال و آرزوى مغفرت است و در ميان مردم آن كسى كه مطيع و فرمانبر است فقط او حقيقتا داراى حسن ظن است كه اميد بپاداش داشته و از عقاب الهى ميترسد.
رسول خدا ٦ ميفرمايد خداوند بمن خطاب نمود: اى محمد ٦ من در كنار گمان بنده خود هستم هر كس در موجبات و ايجاد حسن ظن خود كوتاهى نمايد حجت را بر خود تمام كرده و با آن همه لطف و عنايتى كه در حق او داشتهام خود را در اسارت هواهاى نفسانى فريب داده است.
٥٨- حضرت صادق ٧ فرمود: خوف از خدا رقيب و نگهبان دل است (دل را از هواهاى نامشروع مصون ميدارد) و رجاء و اميد شفيع و واسطه كمال نفس انسان است.
و آن كس كه خدا را بشناسد حتما داراى خوف از خدا و رجاء از او خواهد بود و اين دو صفت مانند دو بالى است كه بنده متصف باين دو صفت پرواز كرده و بمقام رضوان خدا نائل ميگردد و موجب بينائى عقل و چشمى است براى خرد كه وعده و وعيد الهى را مىبيند. و خوف نشانگر عدل الهى و باز دارنده از موارد وعيد و نهى خدا است و رجاء و اميد موجب فضل و عنايت الهى است و مايه زنده بودن دل است و خوف الهى نفس اماره را ميميراند.
پيغمبر اكرم ٦ فرمود: مؤمن هميشه ما بين دو ترس قرار گرفته ترس از گذشته اعمال و ترس از عمر باقيمانده و با كشتن نفس و سركوبى هواها دل زنده و نيرومند مىشود