ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٤٠ - باب ٥٩ در باره بيم و اميد و حسن ظن بخدا و گمان لطف و كرم از خداوند متعال داشتن
خوف و ترس است پس نبايد ايمن از آن شد أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى يعنى آنهائى كه رسالت پيامبران ما را تكذيب كردند. أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا ضُحًى كه عذاب و كيفر ما آنها را فرا گيرد در وسط روز ضحوة بمعناى روشنائى آفتاب است بهنگام درخشيدن و بالا آمدن آفتاب وَ هُمْ يَلْعَبُونَ هنگامى كه بآن كارهاى دنيوى بىفائده مشغول هستند أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ مكر الهى كنايه و اشاره است بفرصت دادن خدا ببنده غافل خود كه ناگهان او را بچنگال كيفر خود قرار ميدهد. على بن ابراهيم گويد مكر خداوند يعنى عذاب خداوند طبرسى مرحوم در تفسير اين آيه گفته حاصل معنا اينست كه با اين وضع آيا از فرا رسيدن عذاب ناگهانى ايمن هستند و اين عذاب بدون سابقه و اطلاع قبلى را بنام مكر الهى نام برده از اين جهت است كه مكر و خدعه بدون اطلاع طرف و بدون سابقه ذهنى گريبانگير او مىشود اين عذاب هم از اين نظر تشبيه بمكر شده است و گفته شده مكر الهى فرصت و مهلت دادن خدا است كه تبهكاران با صحت و سلامتى و طول عمر و نعمت فراوان مهلت و فرصت داده و آنها بخيال اينكه مشمول رحمت و فيض خدا هستند تدريجا مراحل شقاوت را طى كرده و درجه درجه تيرهگى درونى آنها شديدتر گرديده ناگهان معلوم مىشود كه اينها نعمت نبوده و استدراج و بدبختى تدريجى بوده است و اين است مكر الهى كه در ظاهر نعمت و در واقع و باطن نقمت و تيرهروزى است فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ از مكر الهى جز زيانكاران كسى ايمن نيست (خود را در امن نميداند).
اينجا پرسشى مطرح مىشود و آن اينكه انبياء و معصومين ٧ با اينكه از مكر الهى در امن و امان هستند ولى قطعا معلوم است كه از زيان زيانكاران نيستند پس چگونه اين آيه ميفرمايد جز زيانكاران هيچ كس از مكر الهى خود را در امن و امان نميبيند؟ پاسخ اولا آيه مربوط باهل گناه و معصيتكاران است چون آيه ديگر در باره اهل تقوى ميفرمايد إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقامٍ أَمِينٍ (دخان ٥١) اهل تقوى در مقام امن و امان هستند ثانيا معناى آيه اينست كه از كيفر دادن الهى نسبت باهل گناه هيچ كس ايمن نيست جز زيانكاران البته معلوم است كه معصومين ٧ نه تنها از معذب شدن گناهكاران ايمن نيستند بلكه تا حدودى اطمينان بعذاب گناهكاران را دارند و لذا از ارتكاب گناه كاملا خوددارى مينمايند. ثالثا معنا ممكن است اين باشد كه زيانكارانند كه جهل بحكمت خداوندى دارند و چون حكمت خداوند ايجاب ميكند كه متخلفين كيفر ببينند و گر نه نظام تشريعى و قانون الهى بهم خورده و پشتوانه نخواهد داشت و اشخاص نادان و جاهل به حكمت و مصلحت انديشى خيال ميكنند كه در صورت ارتكاب گناه هم عقابى نيست و اينان همان زيانكارانند. بنا بر اين حاصل معناى آيه اين مىشود كه مكلف بايد داراى حالت