ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٥٣ - اخبار
دگرگونى و تحولات دنيا و فراز و نشيب آن را مىبيند چگونه اعتماد بآن مينمايد لا اله الّا اللَّه محمّد رسول اللَّه ٦ و اين نظر ابن عباس و حسن است و از حضرت صادق ٧ هم روايت شده و در بعضى از روايات از اين مقدار كمتر و بيشتر نقل شده و اين قول اخير كه از امام ششم ٧ هم روايت شده آن دو نظريه اول و دوم را در بردارد چون اين قول متضمن اين است كه هم مال بوده (لوح طلا) و هم علم- وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً خداوند متعال علت حفظ و حمايت از اين دو جوان را لياقت و نيكى و شايستگى پدرشان دانسته و بيان نموده ولى در باره خود آنان صلاحيت و شايستگى نام نبرده و از حضرت صادق ٧ روايت شده كه آن شخص صالح و شايسته جد هفتم آنان بوده و حضرت فرمود خداوند باحترام صلاحيت و شايستگى شخص مؤمن امور فرزندان و فرزندان فرزندان او و افراد خانواده او و همسايگان اطراف او را اصلاح ميفرمايد و از نظر عزت و كرامت آن مؤمن صالح نزد خدا تمام اين افراد مورد عنايت و حفظ الهى هستند تمام شد كلام طبرسى.
فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما. بيضاوى گويد يعنى اراده فرمود پروردگار اين دو پسر بحد بلوغ و كمال عقل برسند وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ آن گنج محفوظ بماند و اين دو پسر پس از بلوغ گنج خود را بيرون آورند در حالتى كه مشمول رحمت خدا هستند (كه مصدر (رحمة) بمعناى اسم مفعول و از نظر قواعد تركيبى حال باشد) و ممكن است علت باشد براى اراد (اين اراده را خداوند در باره آن دو پسر بعلت رحمت و لطفى كه دارد گرفته است) و احتمال دارد رحمة مصدر نوعى باشد براى اراد (اين اراده را كرده كه خود اين اراده رحمتى است از خداوند) و گفته شده كه علت است براى فعل مخدوف كه تقدير چنين است. فعلت ما فعلت. رحمة من ربك خضر به موسى ٧ ميگويد آنچه را انجام دادم باين علت بود كه خداوند رحمت خود را شامل حال آن دو يتيم نموده (تمام شد كلام بيضاوى).
ما كان ذهبا و لا فضّة نفى طلا بودن و نقره بودن كنز دلالت بر اين دارد كه احاديث وارده در باره طلا و نقره بودن حمل بر تقيه مىشود (البته تقيّه از مخالفين در مورد مطالب تاريخى و تفسيرى بعيد است) و ممكن است معناى اين حديث اين باشد كه پنهان كردن و بصورت گنج قرار دادن اين لوح و محافظت نمودن خضر ٧ از آن از لحاظ ماليّت و طلا و نقره بودنش نبوده فقط از لحاظ مطالبى كه در آن بوده و بمنظور حفظ و نگهدارى آنها بوده است. و اما اكتفاء كردن نويسنده آن لوح باين چهار جمله با اينكه حقائق و مطالب علمى خيلى فراوان است و منحصر باين جملات نيست. اين انتخاب از اين نظر است كه قسمت اول شامل مسأله توحيد و منزه بودن خدا از آنچه شايسته