ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٦٨ - اخبار
بر خداى جهان افتراء مىبندند. اقول تتمه اين داستان در باب معجزات پيغمبر اسلام ٦ گذشت (ج ١٧ ص ٣٣٦).
قوله تعالى أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ ... سوره بقره ٧٥) البته اين آيه در همان تتمه داستان ذكر شده است. امام فرمود چون رسول خدا ٦ با آوردن اين معجزه بر يهود غلبه كرد و با دلائل روشن هر گونه عذر و بهانهاى كه داشتند قطع كرد و آنها را در برابر حجت و منطق خود عاجز نمود و از هر رقم اشكالتراشى و مغلطه درماندند گفتند يا محمد ما ايمان آورديم كه تو همان رسول راهنما و راه يافته هستى و برادرت على بن ابى طالب وصى تو و ولى خدا است و با اين حرفها اظهار اسلام كردند ولى وقتى با يهوديان ديگر خلوت ميكردند به آنان ميگفتند كه ما با تظاهر به ايمان بهتر ميتوانيم كارشكنى كنيم و كوبيدن ما محمد و اصحابش را از اين راه آسانتر است زيرا آنها بخيال اين كه ما واقعا ايمان آورده و جزء آنها شدهايم اسرار داخلى و امور پنهانى خود را با ما در ميان ميگذارند و از ما چيزى را مخفى نمىنمايند و ما پس از دستيابى به آن اسرار دشمنان اسلام را مطلع ميسازيم در نتيجه دشمنان با كمك و پشتيبانى ما مسلمانان را در اوقات حساس و موقع سرگرمى و اشتغال و در زمانى كه مجهز نبوده و آماده دفاع نشدهاند مورد حمله و يورش قرار داده و با اين طريق بهتر ميتوانند آنها را از پا درآورند. علاوه بر اين نقشه كاملا مراقب بودند كه مبادا يهوديانى كه معجزات رسول خدا را ديده و دلائلى كه مشاهده كرده بودند براى مردم بازگو كنند و جدا آنها را از اين كار باز ميداشتند.
و خداوند هم پيغمبرش را از سوء نيت آنان و دخالت زيانبارشان و باز داشتن آنها از اخبار و آگاه كردن مردم به معجزات و دلائل روشن و براهين استوار آن حضرت هشدار داده و مطلع ساخت و فرمود أَ فَتَطْمَعُونَ اى پيغمبر عزيز آيا تو و يارانت انتظار داريد أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ كه اين قوم يهود با اين معجزات كه در برابرش عاجز و مغلوب گشتند و با اين دلائل روشن كه غلبه و حقانيت شما را آشكار كرد بشما ايمان آورند و واقعا از عمق دل شما را تصديق كنند و در مجالسى كه با شياطين همكيش خود مىنشينند حالات شما و حقانيت شما را بازگو نمايند وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ با اينكه عدهاى از همين يهود و بنى اسرائيل بودند يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ كه در دامنه كوه طور كلام خدا و دستورات او را مى- شنيدند ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ ولى موقع بيان كردن و ابلاغ آن مطالب بديگران دست به تحريف زده و آن حقائق را وارونه و عوضى براى مردم مىگفتند مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ با اينكه خود خوب فهميده بودند وَ هُمْ يَعْلَمُونَ و آنها خود ميدانستند كه دروغ ميگويند.
باز هم خداوند آن نقشه و نفاق ديگرشان را آفتابى كرد و فرمود وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ