ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٨٥ - و اما اخبار و روايات
و سنت نباشد بكار برده مىشود مانند مذهبهاى باطل مخالفين و آراء و نظريات و بدعتهاى آنان كه آنها همه از جهت پيروى از هواى نفس و متابعت از افكار باطله بر خلاف حق پديد مىآيد همان طورى كه آيات قرآنى كه قبلا ذكر شد شاهد و دليل اين مطلب است. بنا بر اين اگر از هواى نفس بطور كلى و مطلق مذمت و نكوهشى شده يا از اين جهت است كه اكثر خواستههاى نفسانى بر خلاف ديد و حكومت عقل و خرد است و چون غالبا هواى نفس بر خلاف عقل و شرع است در لسان آيات و اخبار بطور اطلاق و عمومى و كلى مورد نكوهش قرار گرفته است و يا اينكه منظور از (نفس) آن نفسى است كه عادت بزشتى دارد و انسان را ببدى و فساد دعوت ميكند كه از چنين نفسى در قرآن تعبير بنفس اماره بسوء شده همچنان كه فرموده (مسلما نفس سركش ببدىها فرمان ميدهد مگر اينكه لطف خداوند شامل حال شود و انسان را يارى نمايد يوسف ٥٣)- نه اينكه منظور تمام اقسام و مراتب نفس باشد چون نفس لوامه و يا مطمئنه كه قطعا نكوهيده نيست بلكه با ارزش و مورد تجليل و تكريم است- و يا اينكه لفظ هوى بحسب استعمال شرعى اسم شده براى حالت بد و معصيت و گناه و امور زشت كه مورد خواهش نفس است و همين طور آراء و آئينها و مذاهب باطل كه بر پايه تمايلات ناروا و افكار فاسد است نه بر اساس برهان و استدلال حق و صحيح.
توضيح جملهاى كه در اين روايت بود (هيچ دشمنى براى مردان سرسختتر از نفس نيست) اينست كه هر دشمنى غير از نفس تبهكار اگر فرضا زيانى بانسان برساند زيانش مربوط بدنياى انسان و منافع مادى فانىشونده است ولى ضرر و زيان نفس راجع بآخرت است كه اصلا پايانى ندارد و باقى است. و باز جملهاى در روايت كه محصول زبان را هم از دشمنان شمرده بود
(حصائد السنتهم)
در كتاب نهايه روايتى در اين باره نقل كرده است باين تعبير كه
و هل يكبّ النّاس على مناخرهم في النّار الّا حصائد السنتهم
يعنى آيا جز درو شده و محصول زبانها چيز ديگرى مردم را با چهره و صورت در آتش برو ميافكند يعنى همان سخنان بيهوده و زيان بار كه بوسيله آنها را بريده و جدا كرده مرتب مينمايند حصائد جمع حصيده است سخنان تشبيه شده بزراعت درو شده و زبان و مخارج و مقاطع حروف تشبيه شده به داسى كه زراعت بوسيله او چيده و درو مىشود.
طيبى گويد حصائد زبانها يعنى سخنان قبيح و زشت آنان مانند كفر و نسبت زنا دادن و غيبت.
جوهرى گويد حصدت الزّرع و غيره و احصده حصدا زراعت را چيدم (مجرد و مزيد فيه) و زراعت را محصود و حصيد و حصيده گويند
و حصائد السنتهم
كه در حديث آمده منظور سخنان ياوه و بيهودهاى است كه در باره مردم گفته مىشود و با زبان بر آنها