ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٦٠
درو نكرده و غير آن حاصلى نخواهد داشت و رشد و نمو زراعت از طريق بذر ايمان است آنهم در دلى پاك و آماده. و خيلى مشكل است كه بذر ايمان با قلبى خبيث و اخلاق زشت و ناپسند رشدى كرده و سودى بدهد همچنان كه در زمين شورهزار بذر افكنده در آن رشد و نموى ندارد.
بنا بر اين رجاء و اميد انسان برحمت و مغفرت خداوندى بايد مانند رجاء و اميد زارع و كشاورز بمحصول زراعت باشد. دهقانى كه بذر و تخم خوب كه هيچ گونه عفونت و كرمزدگى در آن نيست در زمين مناسب و آماده كشته است و امور مورد نياز و آبيارى در مواقع لازمه را مراعات نموده و خارها و علفهاى هرزه و مزاحم و آنچه كه مانع رشد و نمو و يا باعث فساد اوست از ميان برداشته و زراعت را مراقبت نموده سپس بانتظار فضل و كرم خدا نشسته كه خداوند آفات و بلاها را مرتفع فرمايد و انتظار ثمر و نتيجه را داشته باشد البته اين حالت را ميتوان گفت رجاء و اميد ولى اگر بذر و تخم را در زمين سفت و سخت و شورهزار و مرتفعى كه آب بآن راه ندارد كاشته و هيچ گونه مراقبت نداشته باشد در عين حال منتظر محصولش باشد اين حالت را نميتوان رجاء و اميد ناميد، بلكه گول زدن خود و حماقت و سفاهتى بيش نيست و اگر در زمين مناسب آمادهاى بذر افشانى نموده ولى آب ندارد فقط بانتظار آب باران نشسته آنهم در مناطقى كه البته آمدن باران محال نيست ولى اطمينانى هم بآن ندارد اين حالت هم تمنّى و آرزو ناميده مىشود نه رجاء و اميد.
بنا بر اين رجاء و اميد در موردى صادق و بجا است كه انسان در انتظار مطلوبى باشد كه تمام اسباب و مقدماتى كه در اختيار او است تهيه نموده فقط آن چيزهائى كه مربوط به او و در اختيار و قدرت او نيست باقى مانده و آن لطف الهى است كه موانع و قواطع را جلوگيرى كند. على هذا بندهاى كه بذر با ارزش ايمان را در دل خود كشته و با آب اطاعت و عبادت آبيارى نموده و دل را از خارهاى اخلاق زشت و ناپسند تطهير و پاكيزه كرده باشد و انتظار توفيق و لطف الهى را داشته كه اين موفقيت را تا آخرين لحظه زندگى ادامه دهد و حسن عاقبت كه موجب مغفرت و رحمت است باو عنايت فرمايد چنين انتظارى واقعا رجاء حقيقى و صفتى است پسنديده ولى اگر ايمانش را از طريق اطاعت و بندگى تقويت نكند و يا دل و قلب خود را كه آلوده برذائل اخلاق است تنقيه و تطهير ننمايد و در لذائذ و كاميابى از شهوات دنيوى فرو رفته باشد با اين وصف منتظر مغفرت و رحمت خداوند باشد چنين انتظارى گول زدن خوف و حماقت و جهل است همان طور كه خداوند در سوره اعراف ١٦٩ ميفرمايد:
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا.