ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٣٩ - باب ٥٩ در باره بيم و اميد و حسن ظن بخدا و گمان لطف و كرم از خداوند متعال داشتن
يادآور مىشود تا انسان برحمتش اميدوار و از عذابش ترسان باشد (خوف و رجاء).
يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ. توصيف حال منافقان را مينمايد در جنگ احد گفته شده يعنى گمانهاى غير واقع و غير حقيقى كه سزاوار حق نيست در باره خدا مينمايند و ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ بدل است از كلمه غَيْرَ الْحَقِ و اين گمان مال ملت جاهليه و اهل جهل و نادانى است- اقول و اين آيه دلالت دارد بر اينكه سوء ظن بخدا و مأيوس بودن از رحمت حق حرام است. إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يعنى آن كس كه مسلمانان را از بازگشت بجنگ كفار و تعقيب آنها پس از غزوه احد باز ميدارد و ميترساند از طرف شيطان و وساوس او است.
كه آن شخص نعيم بن مسعود بود كه مسلمين را ميترسانيد وَ خافُونِ. از مخالفت اوامر من بترسيد إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ چون اقتضاء و لازمه ايمان بحق اينست كه انسان ترس از خدا را بر تمام ترسهاى مردمى مقدم بدارد وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ و شما آن رحمت و نصرتى كه از حق اميدواريد اين اميد را كفار ندارند و اين آيه دلالت دارد بر فضيلت رجاء و اينكه اين از صفات اهل ايمان است.
قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ كه از خدا ترس داشتند و داراى تقوا و پرهيز بودند كه اين آيه هم دلالت بر فضيلت خوف دارد. أَ لَمْ تَعْلَمْ آيا نميدانى كه آسمانها و زمين از آن خدا است خطاب بپيغمبر و يا بهر انسان است و در اين آيه تهديد و نويد هر دو جمع است. فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ گفته شده اين نهى متوجه قضات و حكام و فرمانروايان است كه در حكومت و قضاوت خود از غير خدا خوف و ترسى نداشته باشند وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ و هشدار بده بقرآن يا بخدا آنان را كه از شدائد و هول حشر در قيامت ميترسند و گفته شده يَخافُونَ يعنى يعلمون علم و ايمان بحشر دارند و حضرت صادق ٧ فرموده يعنى با قرآن هشدار ده كسانى را كه اميد وصول به پروردگار و ميل بآنچه نزد خدا است دارند كه از راهنمائى قرآن استفاده كنند كه قرآن قرآن شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است- لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ جز خدا ولى و شفيعى نيست. لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ. تا اين هشدار باعث خوف و ترس آنها شده و در نتيجه از مناهى و محرمات خوددارى نمايند.
وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ من از اين بتها كه آنها را شريك خدا ساختهايد چرا بترسم كه هيچ زيان و ضررى در دست آنها نيست. وَ لا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ با اينكه خداوند سزاوار است كه از او بتمام معنا ترسيد چون اين بتپرستى شما شريك قرار دادن مخلوق است با خالق و صانع و برابر دانستن مقدور ناتوان با قادرى كه سود و زيان در دست او است سلطانا يعنى بدون حجت و برهان. حاصل مطلب اينكه كفر و گناه و خطا مورد