ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٦١ - اما اخبار و روايات در اين باب
كجاوه حضرت صادق بودم. فرمود اى ابا اسامه قرآن بخوان شروع نمودم بسورهاى از قرآن و خواندم ديدم حضرت منقلب شد و گريست سپس فرمود اى ابا اسامه دلهاى خود را با ذكر خدا سيراب و شاداب نمائيد و بترسيد از نقطههاى (ظلمت) كه گاهى حالتى در دل پيدا مىشود كه دفعاتى يا ساعاتى (البته ترديد از صباح است كه راوى خبر است) نه ايمان در آن دل هست نه كفرى مانند پارچه كهنه و يا استخوان پوسيده. اى ابا اسامه آيا چنين نيست كه گاهى متوجه ميشوى كه در دلت نه خيرى هست و نه شرى؟ (يك حالت وقفهاى در آن هست) و نميدانى كه دل كجا است؟ عرض كردم آرى چنين است و مىبينم ديگران هم چنين حالتى پيدا مىكنند. فرمود هنگامى كه باين عارضه مبتلا شديد خداى متعال را ياد نمائيد و بترسيد از نقاط و عوارض بد دل چون وقتى خداوند اراده خيرى در باره بندهاش نمايد در دلش ايمان را تثبيت مينمايد و وقتى غير اين را بخواهد غير ايمان را در دلش قرار ميدهد. عرض كردم فدايت شوم غير ايمان را يعنى چه و چيست او؟ فرمود در صورتى كه كفر را اراده نمايد كفر را قرار ميدهد.
٣٩- اسرار الصلاة از پيغمبر ٦ نقل شده كه فرمود قلب شخص با ايمان صاف و در آن چراغ روشنى است. و قلب كافر تاريك و سياه و وارونه است.
و از سفيان بن عيينه نقل شده كه گويد از حضرت صادق پرسيدم آيه إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ- فرمود قلب سالم قلبى است كه بهنگام ملاقات خدا چيزى و كسى بجز خدا در آن نباشد و فرمود: هر دلى كه در آن شك و ترديدى و يا شركى باشد آن دل از ارزش ساقط است و غرض از زهد و بىاعتنائى بدنيا كه زاهدان دارند اين است كه دلهاشان فقط توجه به وظائف دينى و امر اخروى داشته باشد و پيامبر اسلام ٦ فرمود اگر شياطين در اطراف دل آدمى در گردش و تماس نبودند انسان حقايق ملكوت و عالم بالا را مشاهده مىنمود.
٤٠- نوادر راوندى موسى بن جعفر از پدران بزرگوار خود ٧ نقل ميكند از رسول خدا ٦ كه فرمود: دلها چهارگونه است: ١- دلى كه در آن ايمان هست ولى قرآن نيست ٢- دلى كه در آن هم قرآن هست و هم ايمان. ٣- دلى كه در آن قرآن هست ولى ايمان نيست ٤- دلى كه در آن نه قرآن هست و نه ايمان. اما اولى مانند خرماى نارسى است كه خوش مزه هست ولى عطر و بو و خاصيت ندارد و دومى مانند ظرف عطر است كه اگر باز شود خوشبو است و اگر پر گردد باز هم خوشبو است و سومى مانند ميوه آس است (يكنوع درختى كه ميوهاش بوى خوشى دارد ولى بد طعم است) و چهارمى مانند حنظل است كه هم بد بو و هم بد مزه است. و به همين سند از رسول اكرم ٦