ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٧٠ - و اما اخبار و روايات
از دستورات و اوامر الهى و دهنه باز دارنده از نواهى او براى نفس خويش قرار بده (كه هميشه بطرف انجام اوامر كشيده شود و از حرامها و گناهان باز داشته شود) و با كمال مراقبت سوق و حركتش را كنترل نموده و منظم نما مانند كسى كه مركب تند رو را تربيت نموده كه هيچ گامى بر نميدارد مگر ابتدا، و انتهايش را حساب كرده و سير و حركتش را در نظر دارد و رسول اكرم ٦ بحدى در عبادت كوشا بود و بقدرى نماز ميخواند كه پاهاى مباركش ورم كرده و آماس مينمود و در پاسخ اصحاب ميفرمود آيا نبايد بنده سپاسگزارى باشم البته منظور حضرت توجه دادن امت بود بوظايف خود بنا بر اين هيچ گاه از جديت و كوشش غفلت و مسامحه ننمائيد و در هيچ حال از عبادت و بندگى و زحمت و سعى كوتاهى نكنيد. آگاه باش اگر لذت و شيرينى عبادت خدا را درك كنى و خير و بركات آن را ببينى نورانيت و روشنائى او را در خود جلوه گر بدانى لحظهاى از آن خوددارى نمىكنى اگر چه بدنت قطعه قطعه شود و هيچ كس از عبادت روى گردان نمىشود مگر اينكه از فوائد و جايزههاى آن كه توفيق و عصمت الهى باشد محروم و بىبهره مانده است به ربيع بن خثيم گفته شد. شما چرا شبها نمىخوابى؟ پاسخ داد. از شبيخونها و ناراحتىهاى آينده ميترسم.
كسى كه از شبيخون و حملههاى غافلگير بترسد نبايد بخوابد.
١٦- تفسير امام عسكرى رسول خدا ٦ فرمود آيا خبر ندهم شما را بكسى كه از تمام زيركان زيركتر است و كسى كه از همه احمقها احمقتر است؟ عرضه داشتند. بفرمائيد.
فرمود. زيركتر زيركان كسى است كه از خود حساب بكشد و براى جهان ديگر كار كند و احمقترين احمقها كسى است كه دنبال هوا و خواستههاى نفسانى بگيرد و از خدا توقعهاى بيجا و آرزوهاى پوچ داشته باشد. مردى در آنجا بامير مؤمنان عرض كرد چگونه انسان از خودش حساب بكشد؟ فرمود باين ترتيب كه وقتى صبح مشغول كارها شد و روزش را بپايان رسانيد نفس خويشتن را مورد خطاب و بازپرسى قرار دهد و باو بگويد اى نفس. اين روز گذشته فرصتى بود كه از كف تو رفت و هرگز بر نميگردد و خداوند هم از تو مىپرسد كه اين وقت گرانبها را در چه چيز صرف نمودى؟
بنا بر اين (ببينم) چه عملى در اين روز گذشته انجام دادهاى؟ آيا در ياد خدا بودهاى و حمد و سپاس نعمتهاى او را بجا آوردهاى آيا حق برادر دينى خود را ايفا نمودهاى؟
آيا گرفتارى او را برطرف كردهاى؟ و در نبودن او مراقب و سرپرست خانواده و فرزندان او بودهاى؟ آيا بعد از مرگ او در فكر بازماندگان او بودهاى؟ آيا با استفاده از موقعيت و قدرت خود از غيبت و بدگوئى دنبال او جلوگيرى كردهاى؟ آيا براى كمك و يارى مسلمانى قدمى برداشتهاى؟ خلاصه چه عملى در اين روز انجام دادهاى؟ در بايگانى مغز و ذهن خود