ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٨٦ - باب ٥٣ در باره نيت و شرائط آن و مراتب و درجات آن و ارزش و ثواب آن و اينكه عمل قبول شده بسيار كم و نادر است
دوستى و محبت او ندارد متقابلا خدا هم او را دوست داشته و برگزيده و انتخاب مينمايد و او را بخود نزديك ميگرداند البته قرب و نزديكى معنوى و روحانى نه قرب و نزديكى مكانى و جسمانى همان طورى كه در باره بعضى از بندگان پاكش كه اين حالتها را دارد ميفرمايد وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ سوره ص ٤٠ و قطعا سليمان نزد ما مقام قرب و نزديكى دارد و بازگشت نيكوئى براى او هست و امير مؤمنان و سرآمد خداشناسان صلوات اللَّه عليه در مناجات خود ميگويد معبودا عبادت و پرستش من از جهت ترس از آتش دوزخ نيست و بانگيزه طمع و دستيابى ببهشت نيست فقط چون تو را سزاوار عبادت و پرستش ميدانم ميپرستم و كسى كه در معرفت و بينش باين پايه نرسيده و همين مقدار كه ميداند او است آفريدگار جهان و دانا و توانا و مسلط بر عالم خلقت و آفرينش در مقابل اطاعت و بندگى پاداش ميدهد و گنهكاران و متمرّدان را كيفر ميكند و بر مبناى چنين معرفتى عبادتش را بمنظور رسيدن بنعمتهاى بهشتى و يا نجات و خلاصى از آتش انجام ميدهد و البته پروردگار مهربان چنين شخصى را در ازاء عبادتش به بهشت برده و از آتش نجات ميدهد مطابق آيات زيادى كه در قرآن فرموده. و در حديث هم آمده است.
لكلّ امر مانوى
هر كس در عبادتش هر نيت و مقصودى كه داشته باشد بآن خواهد رسيد اعتناء نبايد كرد بگفتار بعضى كه نظرشان ... اين است كه اگر منظور در عبادت بدست آوردن بهشت باشد و يا نجات از دوزخ چنين عبادتى صحيح نيست و باطل است اينها خيال كردهاند اين گونه هدف با اخلاص منافات دارد چون اخلاص در عبادت اين است كه در عبادت جز ذات مقدس الهى و جلب رضاى او هيچ انگيزهاى نباشد و كسى كه بمنظور بهشت و يا دوزخ عملى انجام دهد نظرش جلب نفع شخصى و يا دفع ضرر است نه توجه كامل و خالص بذات اقدس او. و اين حرف درست نيست و از جهت عدم توجه بفلسفه تكاليف و احكام و درجات معرفت مردم است چون اكثر مردم در سطح معمولى، بلكه در مرتبه نازل از معرفت و شناخت هستند كه اين چنين عبادتى كه هيچ انگيزهاى جز ذات اقدس او نداشته باشند از آنها ساخته نيست زيرا نوع مردم در مرحله معرفت و خداشناسى ذات مقدس او را بعنوان اميد باو داشتن و خوف و ترس از او ميبينند و ميدانند بنا بر اين مردم معمولا توجه بدوزخ داشته و خود را از عقاب و عذاب بر حذر ميدانند بنا بر اين مردم معمولا توجه بدوزخ داشته و خود را از عقاب و عذاب بر حذر ميدارند و تذكر و توجه به بهشت و بخود وعده وصول بآنرا ميدهند. بلكه اشخاصى كه در دل محبت و تمايل بدنيا دارد اصولا اگر كار خيرى انجام دهند نه تنها بانگيزه عشق الهى منهاى بهشت و دوزخ نيست، بلكه بمنظور دستيابى به ثواب و بهشت هم نيست تا چه رسد به اينكه عبادتش فقط بمنظور بزرگداشت خدا و تعظيم او و چون سزاوار پرستش و اطاعت و