ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٩٣ - اخبار و احاديث در اين باب
٩- مشكاة الانوار از محاسن نقل نمود كه امير مؤمنان ٧ فرمود: تقوى اصل و اساس ايمان است بحضرت عرض شد كه دنيا را براى ما توصيف كن حضرت چه بگويم براى شما در باره دنيا كه حلالش حساب دقيق و حرامش عذاب دارد اگر شما مرگ و مسير و نزديكى او را ميديديد از آمال و آرزوى خود چشم پوشيده و فريب او را نميخوريد سپس فرمود آنكه تقوى داشته و از خداى خويش آن طور كه سزاوار است بترسد و پرهيز نمايد خداوند باو انس و آرامش بدون انيس و همراه و غناء بينيازى بدون داشتن مال و عزت و احترامى بدون داشتن مقام سلطنت عنايت ميفرمايد و حضرت صادق ٧ فرمود: روز قيامت عروسى و شادمانى مؤمنين است و نيز فرمود گريه ظاهرى اين مردم فريبت ندهد كه همانا تقوى امرى است قلبى و درونى. و فرمود در تفسير آيه شريفه هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ. يعنى من اهل و شايسته اينم كه بندهام از من بترسد و تقوى داشته باشد و اگر چنين نشد من اهليت و شايستگى دارم كه او را ببخشم.
روايت شده كه رسول خدا ٦ در سال فتح مكه با فضل بن عباس و اسامه بن زيد بدرون خانه كعبه داخل شد سپس بيرون آمده و حلقه در خانه را گرفت و گفت: حمد و سپاس براى خدائى كه با بنده خود (محمد) با صدق و راستى عمل نمود و بوعده خود وفا كرد و بتنهائى بر تمام احزاب و گروهها غالب و چيره گشت خداوند بر نخوت و غرور جاهليت و بافتخار و باليدن بپدران را خط بطلان كشيد، همه شما از آدم و آدم هم از خاك عزيزتر و گرامىتر شما از نظر خدا آن كسى است كه تقوى و پرهيزش بيشتر از همه باشد.
١١- و نيز از مشكاة الانوار از حضرت صادق ٧ نقل شده كه فرمود: علماء و دانشمندان امانتدار خدا و احكام خدا هستند. پرهيزگاران قلعههاى محكم و عملكنندگان سادات و بزرگان قومند (اهل عمل بدين را بايد بزرگ و محترم شمرد).
١٢- تفسير عيّاشى ابى بصير گويد از امام ششم ٧ راجع به آيه اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ سؤال كردم فرمود: نسخ شده بآيه فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ كه بحثش گذشت.
١٣- تفسير عيّاشى زيد بن اسامه از حضرت صادق ٧ از تفسير آيه شريفه إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ اهل تقوى هنگامى كه مساسى و تماسى از طرف شيطان نسبت بايشان رخ دهد متذكر و متوجه شده و با بصيرت كامل راه را مىبينند سؤال كردم حضرت باين معنا كه بنده گرايشى بگناه پيدا ميكند ولى فورا متوجه و متذكر خدا شده و آن را رها ميكند و آن گناه را.
١٤- تفسير عياشى از على بن ابى حمزه نقل نموده كه گويد از امام ششم ٧ از