ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٧٧
خوف و ترس منضم باشد همان طورى كه قبلا توضيح داده شد.
١٧- كافى محمد بن يحيى ... از حسين بن عطيّه از حضرت صادق ٧ كه فرمود:
المكارم عشر فان استطعت ان تكون فيك فلتكن فانّها تكون في الرّجل و لا تكون في ولده و تكون في الولد و لا تكون في ابيه و تكون في العبد و لا تكون في الحرّ قيل و ما هنّ؟ قال صدق الباس. و صدق اللسان. و اداء الأمانة و صلة الرّحم. و اقراء الضّيف. و اطعام الطّعام. و المكافاة على الصّنائع. و التّذمّم للجار و التّذمّم للصّاحب و رأسهنّ الحياء، تبيين:
در قاموس گويد كرم مقابل لئامت و پستى است يعنى بزرگوارى كرم كرامة كريم صفت مشبهه است و كرّمه و اكرمه يعنى او را بزرگ و معظم دانست كريم يعنى صفوح و گذشتكننده و مكرم و مكرمة با ضم راء بمعناى عمل و كار بزرگ منش انجام دادن و ارض مكرمة يعنى زمين با ارزش و پاك تمام شد حرف قاموس.
و مكارم
جمع مكرمه است يعنى اخلاق و اعمال شريفه و ارزشمندى كه كرم و بزرگوار و شرافت انسان را نشان ميدهد ده (١٠) چيز است
فان استطعت
اگر بتوانى آنها را بدست آورى خيلى بجا و سزاوار است. از اين جمله استفاده مىشود كه اين صفات و كمالات دهگانه براى همه كس ميسر نيست چون اينها از عنايات ربانى و الطاف و مواهب الهى است بافرادى كه داراى طينت و سرشت نيكو و پاكى باشند داده مىشود كه حضرت اين نكته را با جملات بعدى توضيح داده.
فانّها تكون في الرّجل ...
يعنى اين صفات كماليه ممكن است در انسان باشد در عين حال در فرزندش نباشد و يا بعكس در فرزند باشد در پدر نباشد و ممكن است در عبد و برده و بنده باشد در انسانهاى آزاد نباشد. ممكن است در اينجا سؤالى مطرح شود و آن اينست كه اگر اين صفات مربوط به سرشت و خلقت انسان است و از توابع طينت و فطرت پاك است و از موهبتهاى ربانى است بنا بر اين غير اختيارى خواهد شد و خود انسان دخالتى در بود و نبود اين كمالات ندارد. خدا بهر كس كه داده و اگر نداده نداده است و در اين گونه موارد تكليف به تحصيل آنها و نكوهش بر نداشتن آنها معنا ندارد پس چگونه حضرت ترغيب بتحصيل آنها فرموده است؟ پاسخ اين سؤال از دو جهت ممكن است داده شود: اول اينكه منظور از استطاعت سهولت و آسانى دستيابى بآنها است نه اصل قدرت و اختيار يعنى درست است كه سرشت خوب بايد باشد ولى طينت و سرشت خوب تمام علت نيست باين معنا كه اگر كسى در اصل خلقت و سرشتش داراى طينت و سرشت خوب باشد سريعتر و آسانتر به اين صفات و كمالات ميرسد و اگر در اصل سرشت آن طور نباشد باز هم اگر بخواهد ميتواند اين كمالات را بدست بياورد ولى مشكلتر و دشوارتر نه اينكه اصلا نميتواند پس على هذا سرشت خوب زمينه را آمادهتر ميكند و بالاخره دستيابى باين صفات مرهون فعاليت و