ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣١٩ - باب ٥٨ در باره زهد و پارسائى و مراتب و درجات آن
فرات است كه بدست خود بنوشم. و چراغ من قرص ماه و فرش زير پاى من زمين- بالش من يك قطعه كلوخ- لباس من موى حيوانات- فرزندى ندارم كه بمرگش بنشينم. همسرى ندارم كه اندوهناك و يا ناراحت شود- نه منزل و خانهاى كه خرابى و ويرانى تهديدش كند- نه مال و ثروتى كه در معرض تلف باشد پس من از همه مردم بىنيازترم و از عالم ٧ روايتى دارم كه از حضرتش در تفسير آيه شريفه (و كان تحته كنز لهما) در پايه و زير آن ديوار براى آن دو يتيم گنجى نهفته بود (در داستان حضرت موسى و خضر ٧) فرمود بخدا سوگند گنج نهفته طلا و نقره نبود فقط لوح و ورقهاى از طلا بود كه در آن لوح پنج جمله آموزنده (كه از هر گنجى ارزندهتر است) نوشته شده بود ... نيست خدائى به جز من- هر كس مردن و مرگ باور و يقين داشته باشد خنده شديد نخواهد داشت.
هر كس بحساب دقيق قيامت باور و ايمان جزمى داشته باشد دلش مسرور نخواهد بود هر كس معتقد و متيقن بتقديرات الهى باشد ميداند كه غير از تقديرات الهى برايش نخواهد بود (البته با توضيحات مفصل كه گفته شده و نيز حديث ميكنم كه فرمودهاند:
هر كس كه بهنگام ميل بچيزى و يا كسى و بهنگام ترس از كسى و بهنگام شهوات و غرائز و بهنگام غضب و خشم مالك خود باشد و بتواند خويشتن را حفظ نموده و از وظائف دينى تخطى نكند خداوند بدنش را بر آتش حرام مينمايد و از عالم ٧ سؤال كردم پارساتر و زاهدترين مردم كيست؟ فرمود آن كس كه دنبال آنچه را ندارد از مال و ثروت نميرود آن كس كه در مقام بدست آوردن مال و ثروت نيست تا وقتى كه آنچه دارد تمام شود پس از آن بفكر دستيابى باشد.
٢٠- مصباح الشريعه. حضرت صادق ٧ فرمود: زهد و پارسائى كليد سعادت اخروى و رمز نجات از دوزخ است و زهد يعنى چشم پوشى و رها كردن آنچه كه انسان را از ياد خدا باز ميدارد. بدون اينكه تأسف و اندوهى بر اثر از دست دادن دنيا داشته و يا خوشحالى بخود راه دهد نه در انتظار فرج و گشايش و توسعه باشد و نه توقع تشكر و سپاسگزارى مردم و يا دريافت پاداشى را داشته باشد، بلكه فقر و فوت مال را آسايش و راحت و داشتن آن را آفت و خطرى بداند كه بايد هميشه از خطر و آفت گريزان و در مقام تحصيل آسايش باشد و زاهد كسى است كه آخرت را بر دنيا و گم نامى و ذلت را بر مقام و جاه و عزت و زحمت و مشقت را بر آسايش و گرسنگى را بر سيرى و پايان نيك را بر دنياى نقد و حاضر و ذكر و ياد خدا را بر غفلت ترجيح دهد و در حالى كه بدن در دنيا است روح و دلش در آخرت و فكر آن باشد.
رسول خدا ٦ فرمود: دل بستگى بدنيا ريشه و سرچشمه هر خطائى است بديهى