ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٤٢ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
ظاهر مطلب اينست كه قصد اينها هم موجب بطلان بلكه بطلان در اين موارد روشنتر است ولى آنهائى كه نظرشان اين است كه قصد ثواب و خوف از عقاب مفسد عبادت و موجب بطلان نيست راجع بقصد و نيت اين لوازم و ضمائم اختلاف نظر دارند اكثريت آنها گفتهاند قصد اين گونه امور زيانى بصحت عمل ندارد.
مرحوم شيخ طوسى در مبسوط و محقق در معتبر و علامه حلى در تحرير و منتهى نظر جزمى بصحت عمل دادهاند از لحاظ اينكه اين امور از لوازم قهرى هستند چه نيت بكند يا نكند بنا بر اين قصد اينها زيانى نميرساند گر چه ممكن است اشكال شود كه پيدايش و حصول قهرى آنها موجب نميشود كه اگر انسان اين امور را قصد كند باز هم عمل صحيح باشد (نظير اينكه اگر مثلا شخصى نماز خود را در مسجد و مجمع عموم و يا در جماعت بخواند و يا انفاق و كمكى در مجلسى براى امر خيرى نمايد قهرا ديگران نماز و انفاق او را مىبينند و متوجه ميشوند در عين حال اگر انسان جلب توجه ديگران را ضميمه نيت خود كند قطعا رياء و باطل مىشود) ولى علماء متأخر فرمودهاند اگر اينها را قصد نمايد عبادت و عمل باطل است كه مرحوم علامه در نهايه و قواعد و فرزندش فخر المتقين در شرح ارشاد و شيخ ما مرحوم شهيد در بيان اين قول را انتخاب نمودهاند و اين هم صحيح است چون در اين صورت اخلاص در عمل را از دست داده و مرحوم شهيد در قواعد فرموده قول بتفصيل هم ممكن است گفته شود باين ترتيب كه اگر قصد قربت مقصود اصلى و هدف اوليه باشد و اين ضمائم و لوازم تبعى و عرضى در نيت باشد عبادت صحيح و اگر بعكس و يا هر دو مقصد مساوى و در عرض هم باشند قائل ببطلان شويم.
و مطلب ديگر اينكه اين لوازم و ضمائم قهرى اگر خود آنها چيزهاى مطلوب و از نظر شرع و دين داراى رجحان باشند و انسان در عبادت خود قصد آنها را نموده و بعنوان وجوب و يا استحباب آن امور را ملحوظ بدارد مانند حفظ بدن و بدست آوردن صحت مزاج در موقع روزه (كه حفظ بدن و مراعات صحت خود امرى است مطلوب و شرعا ممدوح و راجح) و يا مثلا در تكبير نماز بمنظور تعاون و همكارى در امر خير با تكبير خود داخل شدن در نماز را اعلام نمايد البته در اين موارد شايسته و بجا است كه نه تنها بصحت عبادت لطمه نزند بلكه صحت عمل را تأكيد نمايد چون در ضمن عبادتى كه انجام ميدهد عبادت و اطاعت ديگرى را هم در نظر گرفته است. فقط سخن در باره آن ضمائم و لوازمى است كه خود آنها رجحانى نداشته باشند (نظير خنك شدن در وقت وضو گرفتن و ريا رهائى از مخارج و هزينه بنده هنگام بنده آزاد كردن) بنا بر اين روزه گرفتن كسى كه حفظ بدن و صحت مزاج را هم در نظر گرفته باشد صحيح است چه روزه مستحبى باشد يا واجب