ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٧٣ - و اما اخبار و روايات
نافرمانى نفس؟ عرضه داشت راه در ياد حق بودن چيست؟ فرمود فراموش كردن نفس.
عرضه داشت راه نزديك شدن بحق چيست؟ فرمود فاصله گرفتن و دور شدن از نفس.
عرضه داشت راه آشنائى و مانوس بودن با حق چيست؟ فرمود. وحشت داشتن از نفس و بيگانه شدن با او عرضه داشت راه بيگانه شدن از نفس چگونه است؟ فرمود استمداد و يارى خواستن از حق براى سركوبى نفس.
٢٤- اختصاص- موسى بن جعفر ٧ فرمود. از ما نيست كسى كه هر روز كارهاى روزانهاش را محاسبه و بررسى نكند كه اگر عمل خوبى انجام داده درخواست توفيق بيشترى از خدا نمايد و سپاسگزارى از لطف الهى بنمايد و اگر كار بدى نموده از خدا درخواست بخشش و مغفرت نموده و توبه و بازگشت باو نمايد در كتاب حسين بن سعيد ابراهيم بن عمر از آن حضرت چنين نقل كرده و همچنين در كتاب كافى هم از حماد بن عيسى اين طور نقل شده ٢٥- در كتاب حسين بن سعيد نقل شده كه عبيد بن زراره گويد. شنيدم از امام ششم كه فرمود. من دوست ندارم شخصى را كه احساس رضايت و خوشنودى حق را بنمايد بواسطه عملى كه در اعمالش بالاتر از او نباشد (شايد مقصود اين باشد كه انسان هر عملى را انجام دهد گر چه بسيار ارزنده و طاقت فرسا باشد باز هم نبايد اطمينان به خشنودى حق از خود داشته باشد كه در نتيجه حالت رجاء تنها باو دست بدهد بلكه هر چه در طريق عبادت و بندگى كوشا باشد باز هم بايد در كنار كفه رجاء كفه خوف و حالت ترس را دارا باشد هميشه بين خوف و رجاء باشد.) اگر ببينى ركوع طولانى هست باز هم خطاب توبيخ آميز با نفس داشته باش و اگر سجده طولانى باشد باز بگويد اى نفس سركش.
٢٦- محاسبه النفس پيغمبر فرمود. بررسى اعمال و كارهاى خود را بنمائيد پيش از آنكه شما را بازپرسى و محاسبه نمايند و وزن و ارزش خود را بدست آوريد قبل از آنكه شما را ارزيابى نمايند و خود را براى عرضه شدن بر حق آن عرضه بزرگ و احضار وحشت زا آماده سازيد.
٢٧- نهج البلاغه على ٧ فرمود كسى كه حساب خود را داشته باشد سود ميبرد و كسى كه از محاسبه غفلت كند زيانكار است كسى كه در اين جهان داراى حالت خوف و ترس باشد ايمنى يابد كسى كه در صدد پند و عبرت گرفتن باشد بينائى و بصيرت يابد و كسى كه بصير شد فهم و درك يابد و كسى كه فهم و درك داشته باشد علم و دانش بدست آورد.
و باز در نهج البلاغه. فرمود. اى گرفتاران خواهشهاى نفسانى باز بايستيد (از آن پيروى نكنيد) كه دلبند بدنيا را نميترساند مگر صداى دندانهاى مصيبتها و اندوها (شنيدن حوادث ناگوار و اندوههاى سخت و دشوار مثل اينكه اين حوادث دندانهاى خود را از خشم