ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٥٥ - باب ٥٩ در باره بيم و اميد و حسن ظن بخدا و گمان لطف و كرم از خداوند متعال داشتن
بر آنها را داريم كه بزمين فرو بريم و يا از آسمان سنگ بر آنها بباريم آيا اين بتهائى كه معبود خود نمودهايد سپاه و لشكر شما هستند و ميتوانند شما را در برابر عذاب الهى نصرت و يارى كنند و اين آيه مانند آيه ديگرى است در سوره انبياء كه فرمود: أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُمْ مِنْ دُونِنا آيا اين مردم معبودهاى توانائى دارند كه در مقابل خشم و كيفر ما مانع شوند؟ و در اين گونه تعبيرات اشارهاى است كه آنان عقيده داشتند كه اين معبودها قدرت دفع بلاء را دارند و لذا استفهام شده كه ناصر و ياور خود را تعيين و معرفى كنند إِنِ الْكافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ اينها مغرور و فريب خورده هستند و تكيهگاهى براى آنان نيست اشك رزقه اگر باران و سائر وسائلى كه موجب تأمين رزق و روزى است باز دارد كيست كه روزى شما را بدهد بَلْ لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ اينان با ادامه لجاجت يك حالت عناد و سركشى و گريز از حق دارند چون طبيعت مسخ شده آنها از حق متنفر است. مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ بر خود خائف و ترسانند إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ اين جمله هشدارى است كه هيچ كس نبايد خود را از عذاب الهى در امان بداند گر چه در طريق عبادت و بندگى كمال جديت و كوشش را بنمايد. ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً اين چه حالت است كه شما داريد بيضاوى گفته يعنى شما در صدد تعظيم و توقير بنده خدا و در فكر احترام پرستنده و اطاعتكننده او نيستيد تا در نتيجه مورد احترام و تعظيم او قرار گيريد و يا باين معنا كه چرا اعتقاد بعظمت خدا و احساس بزرگى او را نداريد و نميكنيد تا در نتيجه از مخالفت و معصيت او بترسيد. و از اين اعتقاد و ايمان (كه انسان بايد داشته باشد) تعبير بلفظ رجاء و اميد كه پائينترين مراحل گرايش قلبى است بعنوان مبالغه است وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً حال مقدّره است چون اين طور خلقت و آفرينشى كه خداوند متعال با قدرت و لطف خود انسان را در مراحل گوناگونى خلقت فرموده كه ابتداء بصورت عنصرى بسيط بعدا اين عناصر با هم تركيب شده و انسان او را ميخورد و اين غذا بصورتهاى مختلف در آمده سپس نطفه بعدا علقه و مضغه و استخوان و گوشت بعدا آفريده ديگرى و موجود شگفت انگيزى (انسان) ميگردد اين گونه قدرت نمائى دليل روشنى است كه همان خالق ميتواند بار ديگر اين انسان را برگرداند و در قيامت پاداش و كيفر دهد و اين مراحل گوناگون عظمت قدرت و كمال حكمت الهى را روشن ميسازد.
على ابن ابراهيم در حديث ابى جارود از حضرت باقر ٧ نقل كرده كه آيه لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً يعنى چرا از عظمت مقام الوهيت خوف و ترسى نداريد و در آيه وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً يعنى شما را داراى افكار و خواستهها و گرايشهاى گوناگون آفريد.
كَلَّا بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ اين طور نيست كه يعنى واقعا اين كفار معجزه و دليل براى اثبات