ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٨٠ - و اما اخبار و روايات
و از اين قرار است آن حديثى كه نقل شده (مؤمن برادر مؤمن است يكف عليه ضيعته يعنى زندگى برادر خود را جمع نموده و مرتب مينمايد) و در حديث سعد چنين آمده كه فرموده (من مىترسم براى بازماندگان ضيعة را يعنى تباهى و تلف شدن را) و اما توضيح لفظ ضيعته اين لفظ و لفظ ضياع هر دو مصدر است با تفاوت اينكه ضيعته مصدر عددى است يعنى يك بار. اين اصل معناى لغوى است ولى در غير معناى مصدرى هم بكار برده مىشود.
ضيعة الرجل يعنى زندگى و كسب و كار انسان مثل حرفه و صنعت و يا تجارت و زراعت و غير اينها و از اين نمونه است آن حديث.
افشى اللَّه ضيعته
يعنى خداوند معيشت و كسب و كار او را فراوان نمايد.
تمام شد مطالب و توضيحات كتاب لغت نهايه در باره اين دو لفظ كفف و ضيعته و اكنون من ميگويم اين جمله
(الا كففت عليه ضيعته)
احتمال دارد بچند وجه معنا شود.
١- همان معنائى كه از نهايه نقل شد يعنى من (خداوند) جمع نموده و مرتب و منظم مينمايم زندگى و معيشت او را و اينكه با لفظ على متعدى شده چون معناى بركت را (در معيشت و زندگيش بركت قرار ميدهم) و يا معناى شفقت و مهربانى را (در زندگى او بر او مهربانى ميكنم) در بر دارد. يا اينكه على بمعناى الى باشد همان طورى كه در نهايه ابن اثير اشاره دارد كه در اين صورت هم باز بايد معناى جمع و انضمام را در بر داشته باشد.
٢- اينكه (كف) بمعناى منع و جلوگيرى باشد و (على) بمعناى (عن) و (ضيعته) بمعناى ضايع شدن و تباهى باشد. يعنى من (خداوند) باز ميدارم جان و مال و اولاد او را و تمام چيزهائى را كه متعلق باو است از ضايع شدن و تباهى و خرابى و شاهد اين وجه و معنا روايتى است كه خواهد آمد و صدوق رحمة اللَّه عليه نقل كرده
(و كففت عنه ضيعته)
كه با (عن) نقل كرده.
٣- آنچه كه بعضى از اهل تحقيق گفته و ديگران هم پسنديده و تبعيت نمودهاند كه كفاف در اينجا بمعناى مقدار نياز و احتياج است يعنى زندگى مبارك و سعادت بخش بمقدار حد اقل نياز باو خواهم داد البته اين معنا بحسب استعمال لغوى بعيد است و اما توضيح جمله
(ضمّنت السّماوات)
اين لفظ صيغه فعل متكلم وحده از باب تفعيل است يعنى آسمان و زمين را ضامن رزق و روزى او مينمايم. كنايه از اين كه اسباب و وسائل روزى او را چه آسمانى و چه زمينى مرتب و منظم مينمايم و بعضى اين فعل را بصورت مفرد مؤنث غائب و ثلاثى مجرد
(ضمنت)
ميخوانند و كلمه السماوات را مرفوع بعنوان فاعل فعل مينمايند يعنى آسمان و زمين خودشان ضامن روزى هستند اين هم معناى بعيدى است (گر چه بعيد نيست مانند جمله بعدى
(اتته الدّنيا