ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٥١ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
١٤- محاسن ... حضرت صادق ٧ در تفسير آيه شريفه حَنِيفاً مُسْلِماً فرمود:
يعنى پاك و با اخلاص كه با چيزى آميخته نيست.
١٥- محاسن ... على بن سالم گويد شنيدم از حضرت صادق ٧ ميگفت خداوند متعال ميفرمايد من بهترين شريك هستم كسى كه در عمل خود شرك ورزد و ديگرى را با من شريك نمايد تمام آن عمل را بهمان شريك واميگذارم و فقط عملى كه خالص براى من باشد مىپذيرم.
١٦- محاسن ... اسماعيل بن يسار ميگويد شنيدم از حضرت صادق ٧ كه ميفرمود:
پروردگار شما بسيار مهربان است كه از عمل كوچكى هم تقدير ميكند. مثلا بنده او دو ركعت نماز با خلوص نيت و براى رضاى حق ميخواند خداوند با همين عمل او را داخل بهشت مينمايد.
١٧- محاسن ... رسول خدا ٦ فرمود سه نفر بمنظور سياحت و ديدن آثار صنع الهى مسافرت كردند و در كوه و دشت گردش ميكردند و در غارى كه در سيئه كوهى بود منزل نموده و مشغول عبادت خدا شدند ناگهان سنگى بزرگ از بالاى كوه جدا شده و بر در غار فرود آمد و آن را بكلى مسدود كرد پس از اين حادثه خطرناك بگفتگو پرداختند و با خود گفتند اى بندگان خدا بخدا سوگند هيچ راهى براى نجات از اين مهلكه نداريد جز باعمال صادقانه خود متوسل شويد بنا بر اين آنچه از اعمال خالصانهاى كه در آن هيچ انگيزهاى جز خدا نداشتهايد متذكر شده و بازگو كنيد كه اين گرفتارى كيفر گناهان ما بوده است. يكى از آن سه نفر گفت خدايا، تو ميدانى كه من دنبال زن زيبائى بودم و براى دستيابى بآن زن مال فراوانى صرف نمودم تا بالاخره بآرزوى خود رسيده و بآن زن دست يافتم مقدمات عمل از هر جهت آماده و نشستم براى انجام عمل نامشروع ولى ناگهان در همان حال بياد آتش دوزخ و كيفر اعمال افتادم و خوف و ترس از مقام ذات مقدس تو مرا فرا گرفت و از اين جهت خود را كنار كشيده و از آن لذت نامشروع صرف نظر كردم بار الها بلطف و كرم خود اين سنگ را از در اين غار برطرف فرما ناگهان حركتى در سنگ پديد آمد و مختصر شكافى نمايان شد كه همه آن شكاف را ديدند. ديگرى گفت خداوندا تو خود ميدانى كه من هنگامى گروهى را براى زراعت و كشاورزى اجير كردم و قرار گذاشتم كه بهر يك نيم درهم اجرت بدهم پس از اتمام عمل اجرت آنها را پرداختم ولى يك نفر از آنان گفت من باندازه دو نفر كار كرده و بايد يك درهم تمام بمن بدهى بالاخره اجرت مقرر را نگرفت و رفت و من آن نصف درهم آن شخص را صرف بذر نموده و آن را كشتم و خداوند هم حاصل زيادى از آن بذر عنايت فرمود. اتفاقا آن شخص براى مطالبه نصف