ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٨٩
پشت و شكم و پيشانى خود را بآن سنگهاى داغ ميگذاشت و ميگفت اى نفس تبهكار اين حرارت را بچش كه رسول خدا ٦ در سايه درختى استراحت فرموده بود مردى در طرف بيابان نمودار شد جامههاى خود را بيرون كرده و با بدن آتش دوزخ بسيار سوزانتر از سنگها است تا مدتى مشغول اين عمل بود پيغمبر ٦ هم داشت نگاه ميكرد. تا پس از مدتى آن مرد برخاست و لباسهاى خود را پوشيد و حركت كرد. رسول خدا ٦ با دست مبارك اشارهاى باو نموده و احضارش كرد. فرمود اى بنده خدا كارى از تو مشاهده كردم كه از هيچ كس نديدم چه چيز تو را وادار باين عمل كرد. عرضه داشت خوف و ترس از عذاب الهى من اين رنج و شكنجه را بنفس خود دادم و گفتم بچش كه عذاب و شكنجه دوزخ از اين سنگ سوزانتر است. پيغمبر فرمود: راستى و حقيقتا آنچنان كه بايد و شايد از خداى خود ترسيدى و خداوند بوجود تو بر اهل آسمان مباهات ميكند. سپس حضرت بحاضرين فرمود نزديك رفيق خود بشويد تا براى شما دعا كند. همگى نزديك شدند آن مرد دعا كرد و عرض كرد خدايا همه ما را از هدايت خود برخوردار و ما را در صراط مستقيم قرار ده و زاد و توشه ما را تقوى و پرهيزگارى بنما و منزلگاه و بازگشت ما را بهشت كن.
٢٤- امالى صدوق از امير مؤمنان على ٧ سؤال شد. بهترين مردم نزد خدا كيست؟ فرمود آن كس كه ترسش از خدا بيشتر و پرهيزگاريش بهتر و در دنيا زاهدتر از همه باشد.
٢٥- امالى صدوق در خبر مناهى پيغمبر ٦ است كه حضرت فرمود: آن كس كه عمل زشتى و يا زمينه اعمال شهوتى باو پيشنهاد شود و از جهت خوف و ترس از خدا از آن عمل خوددارى كند خداوند بپاداش عملش آتش را بر او حرام نموده و او را از وحشت بزرگ قيامت در امان قرار داده و بآن وعدهاى كه در قرآن داده (وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ) وفا خواهد نمود.
٢٦- تفسير قمى حضرت صادق ٧ فرمود: بهترين علم خوف و خشيت از خدا و بدترين جهل و نادانى مغرور بودن ببخشش خدا است.
٢٧- تفسير قمى (وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى) فرمود مورد اين آيه آنجائى است كه بنده در برابر گناه و معصيتى قرار گيرد و قدرت بر انجام او هم داشته باشد ولى از خوف الهى آن را ترك كند و خود را از ارتكاب آن گناه باز دارد كه پاداشش بهشت است.
٢٨- خصال خليل بن احمد ... از حسن از رسول خدا ٦ كه خداوند متعال فرمود: بعزت و جلال خود سوگند. دو ايمنى و دو ترس و وحشت را براى بنده خود جمع