ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٢٥ - باب ٥٨ در باره زهد و پارسائى و مراتب و درجات آن
دارد كه از او پيروى و تبعيت ميكند و از انوار دانشش كسب روشنگرى ميكند بدان پيشوا و امام شما از دنياى خود بدو جامه كهنه و از خوراكش بدو قرص نان (افطار و سحر يا نهار و شام) اكتفاء كرده البته بديهى است شما توانائى انجام برنامه خوراك و پوشاك مرا نداريد ولى لا اقل از راه پرهيزگارى و جديت و كوشش مرا يارى كنيد. بخدا سوگند از دنياى شما طلائى و گنجى نيندوخته و از غنيمتهاى آن مالى ذخيره نكرده و با اين كهنه جامهاى كه در بردارم جامه كهنه ديگرى آماده ننمودهام.
و اگر بخواهم براى خوراك خود از عسل تصفيه شده و مغز گندم و براى پوشاك از ديباى نرم و حريرباف استفاده كنم ميتوانم و تمكن دارم ولى هيهات كه هواهاى نفسانى بمن چيره شود و حرص و شكمپرستى مرا بانتخاب غذاهاى گوناگون وادارد و حال آنكه در حجاز مكه و مدينه و يا در يمامه (كه خيلى هم از مركز دور است) كسى باشد كه در آرزوى يك قرص نان است و سيرى شكم را از گرسنگى بياد ندارد آيا وجدان من بمن اجازه ميدهد كه با شكم سير راحت بخوابم و در اطراف كشور من گرسنگانى و جگر سوختگانى باشند و مانند آن كس باشم كه آن شاعر گفته:
|
و حسبك داء ان تبيت ببطنة |
و حولك اكباد تحنّ الى القدّ |
|
اين درد براى تو بس است كه تو با شكم سير بخوابى و حال آنكه در اطراف تو افرادى باشند كه در آرزوى يك ظرف پوستى بسر ميبرند تا آخر اين نامه سودمند و پر ارزش كه در كتاب محن و فتن مشروحا گفته شده.
٣٨- در كتاب عدّة الدّاعى نقل شده كه حضرت نوح ٧ ٢٥٠٠ سال عمر كرد و در اين مدت خانهاى براى خود نساخت و هر روز صبح كه ميشد ميگفت معلوم نيست بشب برسم و شب كه ميشد ميگفت معلوم نيست تا صبح زنده بمانم و پيامبر ما هم ٦ چنين بود. از دنيا رحلت فرمود و يك خشت بالاى خشت ننهاد. و اما حضرت ابراهيم ٧ لباسش از پشم معمولى و خوراكش نان جو بود.
و حضرت يحيى ٧ لباسش را از برگ خرما و خوراكش را از برگهاى درختان تهيه ميكرد.
و حضرت سليمان ٧ با آن قدرت و سلطنت و ثروتى كه داشت لباس موئى در بر ميكرد و شبها هنگامى كه تاريكى آن فراگير ميشد دست خود را بر گردن بسته و بقيام در عبادت بحال گريه شبزندهدارى مينمود و خوراكش برگهاى ريز و شكوفههاى خرما بود كه با دست خود تهيه ميكرد. و چنين روايت شده كه پيغمبر ما ٦ روزى با گرسنگى شديد مواجه شد كه براى تنظيم وضع معده سنگى بر شكم خود قرار داد. سپس فرمود چه بسا افرادى كه در ظاهر براى جلب عزت نفس كارهائى ميكنند كه در واقع همان اعمال موجب