ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣١٦ - باب ٥٨ در باره زهد و پارسائى و مراتب و درجات آن
با هم لازم و ملزوم هستند. و در خصال و امالى همين حديث نقل شده ولى تا آخر آيه و دنباله آن نقل نشده (خوف و شناخت و زهد نقل نشده).
٩- روضه كافى پيغمبر اكرم ٦ فرمود وقتى ديد كسى حالت زهد و پارسائى در دنيا را دارد باو نزديك شده و از علمش استفاده كنيد كه از او حكمت تراوش ميكند و نيز فرمود مؤمن بخانهاى از نى قناعت كرده و بپاره نان ميسازد سر و صورتش غبار آلود و جامهاش مندرس (از همه چيز آزاد است) دلش از خوف خدا خاشع (خضوع باطنى دارد) و سلامت جسم و جان در نظر او از همه چيز مهمتر است.
١٠- از پدر خود از اصفهانى از منقرى ... مردى بحضرت سجاد ٧ عرض كرد زهد چيست؟ فرمود زهد داراى ده درجه است بالاترين درجات زهد پائينترين درجات رضا و خشنودى از حق است و حقيقت زهد در يك آيه خلاصه شده لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ. در باب ورع از على ٧ نقل شد كه فرمود زاهدترين مردم كسى است كه حرام را ترك نمايد.
١١- خصال ابن ادريس ... امير مؤمنان ٧ فرمود: اهميت و عنايت شما بقبولى اعمال بايد بيش از توجه شما باصل عمل باشد زهد و پارسائى در دنيا بكوتاه داشتن آمال و آرزو است و شكر و سپاس هر نعمتى بپرهيز داشتن از محرمات الهى است هر كس به امور جسمى و مادى پشت پا بزند خداى خود را خوشنود ساخته است و آن كس كه در صدد تأمين خواستههاى جسمى باشد معصيت خدا را كرده.
١٢- خصال ماجيلويه ... از سليمان. شخصى بپيامبر اسلام ٦ عرض كرد يا رسول اللَّه چيزى بمن تعليم فرما كه اگر او را انجام دهم خداى آسمان و مردم زمين مرا دوست بدارند فرمود بآنچه كه نزد خدا است همت گمار تا خدا ترا دوست داشته باشد و از آنچه در دست مردم و نزد آنها است دل بر كن تا مردم ترا دوست داشته باشند.
١٣- خصال از پدر خود ... از نوف از امير مؤمنان ٧ نقل نموده كه فرمود: اى نوف خوشا بحال پارسايان و زاهدان در دنيا و راغبان و خواهان آخرت. آنان زمين را تخت خواب خود و خاك را بستر خواب و آب را آشاميدنى گوارا و پاكيزه و قرآن را ملازم خويش و دعا را شعار و شغل هميشگى خود قرار داده و بكلى از دنيا دل بر كنده و مانند عيسى بن مريم او را كنار زدهاند.
١٤- معانى الاخبار از پدر خود ... پيامبر اكرم ٦ از جبرئيل تفسير و توضيح زهد را پرسيد جبرئيل گفت زاهد آنچه را كه خدا دوست دارد او دوست ميدارد و نسبت به آنچه خدا بآن بغض دارد او هم خشمگين است. از حلال دنيا كوتاهى و خوددارى