ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٩٩ - سخنان كوتاه پيغمبر
خواهد يافت؟ فرمود: نه، پس خطاب رسيد: يا موسى! چرا موقعى كه بندگان من از تو اين سؤال را كردند آنها را بعلم من واگذار نكردى (يعنى نگفتى: خدا بهتر ميداند).
روايت شده كه در آن روز در زير منبر هزار پيغمبر مرسل بود آنگاه جبرئيل ٧ آمد و حضرت موسى را از طرف خدا بطلب علم مأمور كرد و گفت: مكان طلب علم فلان مكان است، موسى ٧ از جبرئيل سؤال كرد كه آن مكان را به او معرفى كند؟ پس زنبيلى كه ماهى شور در آن بود بآن حضرت عطا شد و به او گفته شد كه اين زاد و توشه تو خواهد بود و تو را بمكان طلب علم راهنمائى ميكند.
بعد از آن موسى ٧ با يوشع بن نون خارج شدند تا بچشمه آبى رسيدند، وقتى كه يوشع بن نون ٧ ماهى را در آورد كه با آب شستشو دهد ماهى در دست يوشع جنبش و حركتى كرد و از آن چشمه هم مجرائى بطرف دريا بود و يوشع بن نون ٧ ماهى را فراموش كرد، موقعى كه موسى و يوشع عليهما السّلام گرسنه شدند موسى از يوشع طعام خواست و يوشع بياد آن حركتى كه ماهى كرد آمد.
حضرت موسى بيوشع فرمود: اين همان موضوعى است كه ما در طلب آن بوديم پس (از همان راهى كه آمده بودند) برگشتند و در جزيره دريا شروع بگردش كردند. ناگاه مواجه شدند با مردى (يعنى خضر ٧) كه لباس پشمى پوشيده و براى نماز قيام كرده، موسى ٧ به او سلام كرد و نشست، چون آن شخص از نماز فارغ شد جواب سلام حضرت موسى را رد كرد و بآن حضرت گفت: اى بنده خدا تو چه كسى هستى؟ گفت: من موسى ابن عمران صاحب