ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٢ - وصيت ديگر آن جناب به امير المؤمنين(ع)
ميكنم، چون آن حضرت دعا كرد در همان ساعت ابرى بر سر آنها سايه افكند (و بطورى شروع بريزش باران كرد) كه خطر غرق شدن را گمان كردند.
پس ادريس ٧ هميشه امر و علم و حكمت خدا را تدبير ميكرد حتّى امور ظاهرى و باطنى را هم لباس عمل مىپوشانيد، تا آن موقعى كه خدا خواست او را بسوى خود بالا ببرد پس باو وحى كرد كه نور و حكمت خدا و تابوت را بفرزند خود برد بنحو امانت بسپارد، پس فرزند خود را احضار فرموده او را وصىّ خود قرار داد و مواريث انبياء را باو سپرد و خداى عزّ و جلّ او را بطرف خود بالا برد.
سنّ إدريس ٧ در آن وقتى كه بآسمان بالا رفت سيصد و پنجاه سال بود.
٨- برد بن أخنوخ
همينكه أمر خدا به برد بن أخنوخ ٧ محوّل شد آن حضرت به امر خدا قيام نمود و قيام آن حضرت ادامه داشت و امانتهاى انبياء را حفظ ميكرد و مؤمنين هم در حال تقيه با او بودند و آن بزرگوار مخفى بود تا اينكه موقع وفاتش در رسيد. آنگاه خدا باو وحى كرد كه فرزند خود أخنوخ را براى خود وصىّ قرار دهد پس آن حضرت فرزند خود أخنوخ را وصىّ قرار داد و او را طبق وصيّتى كه خود مأمور بود امر كرد و از دنيا رفت.