ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٥٢ - خطبه آن حضرت معروف به«وسيله»
برگيرد تا اينكه ببيند: ضررى از اسلحه باو نخواهد رسيد، همينطور روزه گرفتن هم چون سپرى خواهد بود.
٥- مثل قرآن: نظير گروهى است كه در قلعه محكمى باشند و گروهى بخواهند: آنها را فريب دهند (و از آن قلعه محكم خارج نمايند) هر وقت نزد آن افرادى كه در آن قلعه باشند بيايند مىبينند كه آنان در قلعه خود پناهنده ميباشند، همينطور است آن كسى كه با قرآن سر و كار داشته باشد.
در آن موقع اردشير بابكان مدت (١٤) سال و چند ماهى سلطنت كرده بود و مدت (٨) سال كه از سلطنت اردشير بابكان سپرى شد حضرت يحى ٧ شهيد گرديد.
سبب قتل حضرت يحى ٧ اين بود كه زن زناكارى پيش پادشاه آمد و رفت ميكرد وقتى كه آن زن بحضرت يحى ٧ عبور ميكرد ميگفت: زنانى كه نزد پادشاهند او را كافى نيستند، آنگاه آن زن بد عمل از آمدن نزد پادشاه خوددارى كرد مگر اينكه حضرت يحى را بقتل برساند پس پادشاه فرستاد تا يحى را كشتند و سر مقدس او را براى پادشاه آوردند.
در آن روز يك نفر رقّاص كه پيش پادشاه بود گفت: سر يحى ٧ را بمن بده زيرا كه آن حضرت مرا اذيت ميكرد، پادشاه آن سر مبارك را به او داد تا بمنزل خود برد و خون از سر يحى جارى شد و فوران كرد، آن رقاص اينطور صلاح ديد كه خون دامنگير او نشود (لذا) آن سر را در مكانى نهاد و مردم هم خاك روى آن سر پرخون ميريختند (بلكه آن خون از جريان بيفتد) ولى خون آن سر مبارك همچنان فوران