ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٥٤ - خطبه آن حضرت معروف به«وسيله»
يهود را در شهرها متفرق نمود.
مدت (٤٧) سال كه از سلطنت بخت النصر گذشت خدا عزير را مبعوث كرد و عدهاى از مؤمنين كه از قتال فرارى شده بودند در جوار عزير پناهنده شدند، چون عزير آنان را ديد و كلمه ايمان را از آنها شنيد آنان را برگزيد و پذيرفت آنگاه بقدر يك روز يا قسمتى از يك روز از نظر آنها غائب شد چون بسوى آنها مراجعت كرد ديد كه همه آنها مرده و افتادهاند و فرارى شدن آنها را از موت نجات نداده است.
در اين موقع بود كه گفت: چه موقع خدا اين نفوس را بعد از موتشان زنده خواهد كرد؟؟ پس خداى توانا عزير را هم بآن اموات ملحق فرمود و عزير هم با آن اموات مدت (١٠٠) سال مرده بود، آنگاه خداى آفريننده عزير را قبل از آنها زنده كرد و آنان را نيز در حضور عزير زنده فرمود، عزير ٧ نظر ميكرد و ميديد كه چگونه استخوانها و مفاصل بدن آنها اجتماع ميكردند و هر مفصلى مفصل مناسب با خود را مىيافت و بوسيله گوشت پوشيده ميشد. در اين موقع بود كه عزير گفت: من ميدانم كه خدا بر هر چيزى قادر است.
بعد از آن خداى تعالى منذر بن شمعون را كه وصى بود مأمور كرد كه نور و ميراث انبياء را بدانيال برسم امانت بسپارد.