تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٣ - سخنان كوتاه پيغمبر
بازهم. فرمود: از احسان و نيكى به اهلش دلسرد مباش كه از دنيا و آخرت بازمانى.
گفت باز هم. فرمود: مردم را دوست دار، تا دوستت دارند، با برادرت به گشادهروئى برخورد كن، ملول و تنگ حوصله نباش كه از دنيا و آخرت بازمانى. زير جامه (يا لنگ) را تا نيمه ساق قرار ده، مبادا زير جامه و پيراهن را بلندتر كنى كه نشان كبر و نخوت است و خدا تكبر را دوست ندارد.
(١) خداوند پيرمرد زناكار و توانگر ستمكار و فقير متكبر و گداى سمج را دشمن دارد و اجر بخشنده منت گذار را پايمال كند و با گرد نفر از گستاخ دروغ پرداز، دشمن است.
(٢) هر كه تظاهر به فقر كند تهى دست شود.
(٣) مداراى با مردم نصف ايمان است و ارفاق با آنها نيمى از زندگى و معيشت.
(٤) سرآمد خردمنديها پس از ايمان به خدا سازش با مردم است، بدون اينكه حقى نديده گرفته شود و ريش كم پشت از سعادت مرد است.
(٥) پس از بتپرستى چندان كه از مجادله با مردم ممنوع شدهام از هيچ چيز مرا منع نكردهاند.
(٦) كسى كه با مسلمانى تقلب كند يا به او زيان رساند يا نيرنگ زند از ما نيست.
(٧) پيامبر ٦ در مسجد خيف «در سرزمين منى» بپا خاسته فرمود: خداوند آن بنده را كه گفتار مرا شنيده بخاطر سپارد و به آنها كه نشنيدهاند برساند شادمان و خرم كند، بسا فقيه كه علم را به فقيهتر از خود رساند و بسا فقيه كه فقه را به غير فقيه ابلاغ كند. سه كار است كه قلب مسلمان حاضر به خيانت در آنها نشود: اخلاص عمل براى خدا، خيرخواهى براى پيشوايان مسلمانان و ملازمت جماعت آنان. مؤمنان با يك ديگر برادرند، خونشان با هم برابر است و همه در برابر دشمن يك دست و يك داستانند، كمترينشان از طرف آنان پيمان بندد و همه به پيمان او وفادار باشند.
(٨) چون مسلمانى با كافر ذمى (اهل كتابى كه در پناه حكومت اسلام است) معامله كند گويد خداوندا به من خير بده در مقابل او، و چون با مسلمان معامله كند بگويد خدايا به من و او خير بده.
(٩) خدا بندهاى را رحمت كند كه زبان به خير گشايد و غنيمت برد يا از سخن ناهنجار لب فرو بندد و سالم ماند.
(١٠) سه حالت در هر كه باشد همه خصال ايمان را دارد: يكى آن كه در حال خوشى