تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥١٥ - قسمتى از سخنان آن حضرت كه بعضى از شيعيان آن را«درفشانى» ناميده
در ميان نهادن سر با خويشاوند حسود اگر چه زيانى نبيند، و سفر دريا گرچه ثروتى به چنگ آرد.
(١) ٥٩. هيچ جامعه از سه كس بىنياز نيست كه در كار دنيا و آخرت بدانها پناه برد، و اگر اين سه را نداشته باشد پشهها (ى سر راه باد) را ماند (كه نقطه اتكائى ندارند):
فقيه دانشمند پارسا. رئيس خيرخواه فرمانروا، و طبيب ماهر مطمئن.
(٢) ٦٠. دوست را با سه چيز توان آزمود كه اگر همه در وجودش فراهم بود، دوستى با صفا و بىغل و غش است، و گر نه رفيق دوران رفاه است نه هنگام تنگدستى: درخواست مال، امانت سپردن مال، و مشاركت در پيشامدهاى ناگوار.
(٣) ٦١. اگر مردم از سه چيز در امان باشند سلامتى همه جانبه دارند: زبان بد، دست بد، كردار بد (آن جامعه كه از شر زبان، دست و رفتار يك ديگر آسوده باشند به آسودگى كامل دست يافتهاند، و اسلام مىخواهد همه اينها را براى مردم تأمين كند).
(٤) ٦٢. غلامى كه يكى از اين سه خصلت را ندارد نگهداريش براى ارباب دردسر است: دينى كه راهنمائيش كند، ادبى كه تربيتش نمايد، و ترسى كه (از كارهاى خلاف) بازش دارد.
(٥) ٦٣. مرد در خانه و خانواده به سه خصلت محتاج است كه اگر در طبيعتش هم نباشد بايد بر خود تحميل كند: خوشرفتارى، گشادهدستى به اندازه، و غيرت ناموسى.
(٦) ٦٤. هر صنعتگر براى كسب و كار خود از سه چيز ناگزير است: مهارت در كار، امانت، جلب توجه مراجعهكنندگان.
(٧) ٦٥. سه چيز است هر كه دچار يكى از آنها شود عقل خود را ببازد: از دست رفتن نعمت، زن فاسد، داغ محبوب.
(٨) ٦٦. شجاعت را با سه غريزه سرشتهاند كه هر يك امتيازى ويژه دارد (كه در آن دو نيست) فداكارى. ننگ داشتن از ذلت (زير بار ذلت نرفتن) و نامجوئى، اگر اين غرائز هر سه در وجود شجاع كامل باشد او همان قهرمانى است كه هيچ كس را تاب مقاومتش نباشد، و در عصر خود به دليرى نامور شود، و اگر بعضى ناقص بود شجاعتش در آن صفت كه بحد كمال است بيشتر، و اقدامش در آن ناحيه نيرومندتر باشد.
(٩) ٦٧. پدر و مادر سه حق بر فرزند دارند: حقشناسى در هر حال، اطاعت در هر امر و نهى، البته نه در معصيت و خيرخواهى در نهان و عيان.
فرزند نيز بر پدر سه حق دارد: انتخاب مادر (همسرى شايسته بگزيند تا فرزندى پسنديده آرد) نام خوب،