تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٦٩ - سخنان كوتاه امام پنجم(ع) در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١) ١٠. سه خوى از اخلاق نيك دنيا و آخرت است: گذشت از آن كه بر تو ستم كرده، پيوند با آن كه از تو بريده، حلم از آن كه با تو نادانى كرده.
(٢) ١١. ظلم سه گونه است: يكى آن كه قابل آمرزش نيست، ديگر آن كه قابل آمرزش است، و سوم آن كه خدا از آن نگذرد، نخست شرك به خدا است. دوم ظلم به نفس يعنى گناهى كه بين تو و خدا باشد. سوم حق الناس.
(٣) ١٢. هر بنده كه از يارى برادر مسلمان و كوشش در برآوردن حاجتش- برآورده شود يا نه- خوددارى كند، به سعى در برآوردن حاجتى گرفتار شود كه گناه دارد و ثوابى ندارد، و هر بنده كه از صرف مال در آنجا كه خدا راضى است بخل كند، به صرف چند برابر آن در جايى كه خدا ناراضى است دچار گردد.
(٤) ١٣. همه تقديرات خدا براى مؤمن خير است.
(٥) ١٤. خدا دوست ندارد كه مردم در خواهش از يك ديگر سماجت كنند، اما اين صفت را در خواهش از خود دوست دارد، خدا دوست دارد كه از او درخواست كنند و آنچه را نزد اوست (از خير دنيا و آخرت) طلب كنند.
(٦) ١٥. هر كه را خدا واعظى در درونش ننهد موعظههاى مردم سودش نبخشد.
(٧) ١٦. هر كه ظاهرش بر باطنش بچربد ميزان اعمالش سبك باشد.
(٨) ١٧. چه مردمى كه به هنگام ملاقات يك ديگر گويند: خدا دشمنت را سرنگون كند، با اينكه او دشمنى جز خدا ندارد.
(٩) ١٨. سه كس سلام نكند (به ديگران)، آن كه براى نماز جمعه مىرود، كسى كه تشييع جنازه مىكند، و آن كه در حمام است.
(١٠) ١٩. عالمى كه از علمش سود برند از هفتاد هزار عابد افضل است.
(١١) ٢٠. بندهاى را نتوان عالم شمرد جز وقتى كه بر ما فوق حسد نبرد، و زيردست را كوچك نشمارد.
(١٢) ٢١. آن كه معصيت كند خدا را نشناخته.
نافرمانى خدا كنى و دعوى محبت او دارى؟
بجان تو، اين (تناقض) كارى عجيب است اگر محبتى راستين داشتى اطاعتش مىكردى كه دوست در برابر محبوب خود مطيع است