تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٩ - توصيف راويان حديث
قصد دروغ هم ندارد، حديثى را كه شنيده در دست دارد، به آن عمل مىكند و مىگويد از پيغمبر شنيدهام، و اگر مردم مىدانستند اشتباه كرده حرفش را نمىپذيرفتند و او خود هم اگر متوجه خطايش مىشد دست بر مىداشت و عمل نمىكرد، اين نفر دوم.
(١) ٣- كسى كه دستورهائى را از پيغمبر ٦ دريافت كرده، واجبات يا محرماتى شنيده، سپس آن دستورها از جانب رسول اللَّه لغو شده، آن واجب و حرام نسخ گشته، و او خبر نيافته، «منسوخ» (حكم اول) را فهميده، و «ناسخ» (حكم دوم) را نفهميده، و اگر بفهمد رها مىكند چنان كه مردم نيز اگر بدانند دست بر مىدارند اين نفر سوم.
(٢) ٤- مردى كه نه به خدا و رسول دروغ بندد، دروغ را از ترس خدا و به احترام پيغمبر دشمن دارد، نه اشتباه فهميده، نه فراموش كرده، هر چه شنيده بخاطر سپرده و بدون كم و زياد نقل مىكند، ناسخ را شناخته و بكار بسته، منسوخ را تشخيص داده و رها كرده، كه دستور پيامبر هم مانند قرآن ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه، عام و خاص دارد خداوند عز و جل فرموده: «آن چه را پيغمبر دستور دهد بگيريد، و از آنچه منع كند خوددارى نمائيد.» (حشر: ٧). گفتار آن حضرت را افرادى مىشنيدند كه درست درك نمىكردند و مقصود خدا و رسول را تشخيص نمىدادند، و چنين نبود كه همه اصحاب آنچه را نمىدانستند بپرسند و رفع ابهام كنند، بعضى سؤال مىكردند ولى (پاسخ را) نمىفهميدند دلشان مىخواست يك باديهنشين، يا تازه رسيده، يا اهل كتاب بيايد سؤالى كند تا آنها بشنوند و بفهمند.
(٣) (اما) من هر روز حضورش شرفياب مىشدم، خانه را (براى من) خلوت مىكرد، از هر درى سخن مىگفت، همه اصحاب از اين مطلب خبر داشتند، و مىدانستند كه با هيچ كس ديگر چنين رفتار نمىكند، گاه بود كه او به خانه من تشريف مىآورد، هر گاه من خدمتش مىرسيدم حتى زنانش را از اتاق بيرون مىكرد، بطورى كه غير از من كسى آنجا نبود، اگر مىپرسيدم پاسخ مىداد، اگر سكوت مىكردم و مسائلم تمام مىشد او آغاز مىفرمود، هيچ آيهاى بر او نازل نمىشد، در شب و يا روز، در باره آسمان و زمين، دنيا و آخرت، بهشت و دوزخ، دشت و كوه، نور و ظلمت، جز اين كه براى من تلاوت مىكرد تا بنويسم، تأويل، تفسير، ناسخ، منسوخ، محكم، متشابه، خاص، و عامش را به من مىآموخت، و بيان مىكرد كه كجا و در چه موضوعى، تا قيامت نازل شده.