تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٩١ - سخنان كوتاه پيغمبر
سرخ، مسخ (دگرگونى خلقت) و فسخ (فسخ اينجا معناى مناسبى ندارد و در خصال «خسف» است يعنى به زمين فرو رفتن).
(١) دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است.
(٢) روزى بيايد كه مردم گرگ درنده باشند و هر كه گرگ نباشد گرگانش بدرند.
(٣) كميابترين چيز در آخر الزمان برادر مطمئن و درهم حلال است.
(٤) با بدگمانى خود را از شر مردم حفظ كنيد (به مردم نابكار بر اثر خوشبينى اعتماد نكنيد تا دچار زحمت و زيان شويد).
(٥) همه خيرها را با عقل توان يافت و آنكه عقل ندارد دين ندارد.
(٦) جمعى در حضور آن جناب از مردى ستايش كردند تا آنجا كه همه صفات نيكش را برشمردند، حضرت پرسيد: عقلش چگونه است؟ گفتند: يا رسول اللَّه ما از كوشش در عبادت و نيكيهاى گوناگونش خبر دهيم شما از عقلش مىپرسيد؟ فرمود: احمق بر اثر حماقت گرفتاريهائى ببار آرد، بزرگتر از آنچه از فسق فاجر آيد، فردا مردم به مقدار عقلشان به درجات عالى رفعت يابند يا به قرب پروردگار نائل آيند.
(٧) خداوند عقل را سه قسمت آفريده، هر كس همه را داراست عقلش كامل است و هر كه هيچ يك را ندارد از عقل بىنصيب است: خوب خدا را شناختن و نيكو اطاعت او كردن و خوب در اجراى فرمانش صبر كردن.
(٨) مردى خوش بيان و با وقار و مهابت از نصاراى نجران به مدينه آمد، يكى گفت يا رسول اللَّه اين نصرانى چه خردمند است؟ حضرت پرخاش كرده فرمود: ساكت باش، عاقل كسى است كه خدا را به يگانگى شناسد و سر به فرمان او نهد.
(٩) مؤمن را علم رفيق است و حلم ياور و عقل دليل راه و عمل سرپرست و صبر فرمانده قشون و سازش، پدر و نيكى و احسان، برادر؛ نسبش آدم است و افتخارات خانوادگيش تقوا و جوانمرديش اصلاح مال.
(١٠) كسى كه محبتى بيند بايد جبران كند و گر نه تشكر نمايد در غير اين صورت ناسپاس و نمكنشناس است.