تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٣٥
نكنيد. به ديدن هم رويد، با همديگر محبت و احسان كنيد، به ملاقات هم رويد و به گفتگو پردازيد، چيزى از هم نهان نكنيد، از گسستن پيوندها بپرهيزيد، از قهر كردن و فاصله گرفتن حذر كنيد، (١) من شنيدم امام صادق ٧ مىفرمود: به خدا، هرگز دو شيعه به قهر از هم جدا نشوند جز اينكه من (لا اقل) از يكى بيزارى جويم و لعنتش كنم، و بيشتر با هر دو چنين كنم.
معتب گفت: قربانت، نسبت به ظالم معلوم، اما مظلوم چرا؟ فرمود: براى اينكه برادرش را به آشتى و پيوند دعوت نمىكند، (٢) و من از پدرم شنيدم كه: چون دو نفر شيعه مرافعه كنند و يكى قهر كند، مظلوم بايد به او مراجعه كند و گويد: برادر تقصير كار منم تا جدائى و دورى برطرف شود خداوند تبارك و تعالى حاكم و عادل است، خود انتقام مظلوم را از ظالم مىستاند. مستمندان شيعه را تحقير نكنيد، با آنها بىمهرى ننمائيد، لطف و مدارا كنيد، حقى را كه خدا برايشان در مالتان نهاده، بپردازيد، به آنها احسان كنيد، آل پيغمبر ٦ را اسباب روزى قرار ندهيد، (٣) من از حضرت صادق ٧ شنيدم كه مىفرمود: مردم در باره ما سه دستهاند: دستهاى ما را به اين اميد دوست دارند كه قائم ما ظهور كند و (در دولت او) از دنياى ما بهرهمند شوند، سخنان ما را مىگويند و حفظ مىكنند اما از برنامههاى عملى ما كوتاهى مىكنند، خدا آنان را به دوزخ كشد. فرقهاى ما را دوست دارند، گفتارمان را بشنوند و در عمل كوتاه نيايند، اما منظورشان تنها دنيا و شكم است، خدا شكمهاى آنها را پر از آتش خواهد كرد، و گرسنگى و تشنگى را بر آنان مسلط سازد؛ و گروه ديگر ما را دوست دارند، سخنانمان را بخاطر سپارند، فرمانمان را اطاعت كنند، و در عمل با ما مخالفت ننمايند، آنها از ما هستند و ما از آنها. با اموالتان به آل محمد محبت كنيد، توانگر بقدر توانگرى و درويش بقدر درويشى، هر كه خواهد خدا مهمترين حاجتش را برآورد با اموالى كه بيش از همه بدان محتاج است، به آل محمد و شيعيانشان محبت كند، از حرف حق نرنجيد، اگر اهل حق بىپروا حق را گفتند دشمنشان نشويد كه مؤمن نبايد از شنيدن حق خشم گيرد.
(٤) روزى حضور امام صادق ٧ بودم فرمود: مفضل! اصحابت (يعنى شيعيان كوفه) چقدرند؟ عرض كردم: اندكند، چون به كوفه بازگشتم شيعيان به جانم افتادند، و تا توانستند پوستينم را به آزار دريدند، گوشتم را (به غيبت) خوردند، آبرويم را بردند چندان كه بعضى جلو آمدند و به صورتم پريدند، بعضى در كوچههاى كوفه به كمينم نشستند تا مرا بزنند، و از هيچ تهمتى فرو گذار نكردند، جريان به سمع حضرت صادق ٧ رسيد، سال بعد كه (به حجاز) برگشتم در اولين برخورد، پس از سلام فرمود: مفضل! اين چه