تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨١٩ - موعظههاى حضرت عيسى(ع)، در انجيل و غيره
آن كه برخى از آنچه خدايش روزى كرده به قرض او ندهد چگونه دوستيش با او كامل شود؟ (١) به حق گويم: چنان كه غرق كشتى به دريا نقص و زيانى نرساند، معصيتهاى شما نيز به (مقام كبرياى خداوندى) كمترين نقصى وارد نكند و كوچكترين ضررى نزند، اين شمائيد كه به خود ضرر مىزنيد و خود را ناقص مىكنيد، و چنان كه فروغ خورشيد از فزونى بهرهمندان نقصان نيابد، و آنها هستند كه در پرتوش زندگى مىكنند و ادامه حيات مىدهند، دستگاه خداوندى هم با زيادى بخشش، و روزى دادن به شما نقصى نيابد و شما هستيد كه با رزق او زندگى مىكنيد، و زنده مىشويد، خدا هر كه را شكر گويد بيفزايد، كه حقگزار و داناست.
(٢) واى بر شما بد مزدوران، مزد را مىگيريد، روزى را مىخوريد، جامه را بتن مىكنيد، خانهها مىسازيد، و عمل صاحب كار را خراب مىكنيد، طولى نكشد كه صاحب كار، از شما مطالبه كند، كارى را كه تباه ساختهايد بنگرد، و عذابى رسواكننده بر شما فرود آرد، دستور دهد گردنهاتان را از بيخ بركنند، دستها را از بند جدا كنند، سپس فرمايد تا لاشههاتان را به شكم بر زمين كشند، و ميان رهگذرها افكنند، تا عبرت پرهيزگاران و شكنجه ستمكاران باشيد.
(٣) واى بر شما علماى بد، از اينكه مرگ هنوز گريبانتان را نگرفته، نپنداريد كه مردنتان عقب افتاده نزديك است كه مرگ فرا رسد و شما را كوچ دهد، پس از همين دم دعوت حق را گوش گيريد، به حال خود زارى كنيد، بر گناهانتان بگرييد، مجهز شويد و اسباب كار را فراهم سازيد، و توبهكنان به درگاه خدا بشتابيد.
(٤) حق گويم: چنان كه بيمار غذاى لذيذ را مىبيند و از فشار درد لذتش را نمىچشد، دنيا دار هم از عشق مال، لذت عبادت را نچشد، و چنان كه بيمار با شنيدن خواص داروهاى شفابخش از طبيب ماهر لذت برد، اما چون به ياد تلخى دارو افتد، شفا در نظرش تيره گردد، دنياداران هم از طراوت جاذبههاى گوناگون جهان لذت برند، اما ياد شبيخون مرگ عيششان را مكدر و تباه سازد.
(٥) حق گويم: مردم همه اختران را مىبينند اما جز آنها كه از مسيرها و منزلهاشان خبر دارند (در شبهاى تاريك) بدانها راه خود نيابند، شما هم درس حكمت مىآموزيد اما جز آنها كه بدان عمل كنند هيچ كس هدايت نشود.