تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٠٣ - رازگوئى خداوند«جل ثناؤه» با عيسى بن مريم(ع)
و بدان كه نزد من مقام پيامبرى امين دارى، پس از من بر حذر باش.
(١) عيسى! من ترا به «كلام» خود آفريدم، مادرت مريم ترا به فرمان من زائيد، روح خود: جبرئيل امين فرشتگانم را بسويش فرستادم تا تو (انسان) زندهاى شدى كه روى زمين راه مىروى، اينها همه در علم من گذشته بود.
(٢) عيسى! اگر من بر تو غضب كنم خشنودى هيچ كس سودت نبخشد، و اگر من از تو راضى باشم خشم هيچ كس زيانت نرساند.
(٣) عيسى! مرا هم تنها و هم در جمع قومت ياد كن تا ترا در جمعى بهتر از آدميان ياد كنم.
(٤) عيسى! مرا چون غريق بىدادرس بخوان.
(٥) عيسى! به من سوگند دروغ ياد نكن كه عرشم بلرزه آيد، دنيا عمرى كوتاه و آرمانى دراز دارد و من سرائى دارم كه از آنچه (مردم) گرد آورند بهتر است.
(٦) عيسى، (به نقل وافى: به ستمگران بنى اسرائيل بگو) آن زمان كه من نامهاى برون آرم كه به حق سخن گويد، و شما خود بر باطنها و رازهائى كه مىپوشانديد و كارهائى كه مىكرديد، شهادت دهيد، چه خواهيد كرد؟ (٧) عيسى! به ستمگران بنى اسرائيل بگو: رويها را شستيد، و دلها را آلوديد، به من مغرور مىشويد؟ بر من گستاخى مىكنيد؟ براى مردم دنيا عطر مىزنيد و درونتان نزد من بسان مردارهاى گنديده است گوئى مردگانيد.
(٨) عيسى! به آنان بگو: ناخنها را از كسب حرام كوتاه كنيد، گوشها را از سخنان زشت كر سازيد و با دل به من روى آريد كه من با صورتها كار ندارم.
(٩) عيسى! از كار نيك خرسند باش كه باعث خشنودى من است، بر كار بد گريه كن كه مايه زشتى است، آنچه دوست ندارى با تو كنند با ديگران نكن، اگر بر گونه راستت سيلى زدند گونه چپ را بگير، تا توانى با دوستى و محبت (به خلق) به من تقرب جوى، و از نادانان روى بگردان.
(١٠) عيسى! (مردم را) به نكوكاران رهنمائى كن (در وافى «ذل» به ذال است و بسيار مناسبتر است يعنى در برابر نكوكاران تواضع كن) و با آنها در كار خير شريك شو، بر آنها گواه باش، به ستمگران بنى اسرائيل بگو: اى رفيقان بد، اگر (از نافرمانى) دست نكشيد، شما را ميمون و خوك سازم.
(١١) عيسى! به ستمگران بنى اسرائيل بگو: حكمت از بيم من مىگريد و شما خنده كنان ياوه مىگوئيد،