تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٥٧ - تفسير تندرستى
آزمايش است، فرموده: «ما سليمان را آزموديم.» (ص: ٣٤). و در قصه موسى فرموده:
«ما قوم ترا پس از رفتن تو آزموديم، «و سامرى گمراهشان كرد.» (طه: ٨٥). و حضرت موسى عرض كرد: «اين جز فتنه يعنى آزمايش تو نيست.» (اعراف: ١٥٥). اين آيات همه با يك ديگر قياس شود، و شاهد همديگر باشد، (١) و اما آيات «بلوى» (كه به اين تعبير ادا شده) كه آن هم بمعناى اختيار و آزمايش است (البته اين تعبير در آيات قسمت اول هم بود):
«تا شما را در آنچه نصيبتان كرده بيازمايد.» (مائده: ٤٨). سپس شما را از آنها منصرف كرد تا آزمايشتان كند.» (آل عمران: ١٥٢). «ما آنها را آزموديم، چنان كه صاحبان باغ را.» (قلم: ١٧). «مرگ و زندگى را آفريده تا بيازمايد كداميك از شما خوشعملتر است.» (ملك: ٢). «آنگاه كه ابراهيم را پروردگارش با كلماتى آزمود.» (بقره: ١٢٤). «و اگر خدا مىخواست از آنها انتقام مىگرفت ولى (جنگ را پيش آورد) تا شما را به يك ديگر بيازمايد.» (محمد: ٤). و هر چه در قرآن بعنوان «بلوى» آمده كه نمونهاش آيات مذكوره بود، همه بمعناى آزمايش است، و امثال آن در قرآن فراوان است، اينها امتحان را ثابت مىكند، خداى عز و جل خلق را بيهوده نيافريده، آنها را خودسر رها نكرده، كارهاى حكيمانه را به بازيچه انجام نداده، چنان كه خود فرموده:
«آيا پنداشتيد شما را بيهوده آفريديم؟» (مؤمنون: ١١٥). اگر گويند: مگر خدا از وضع بندگان خبر نداشته كه آنها را آزموده؟» گوئيم: چرا، او حتى پيش از عمل هم خبر دارد (كه بنده چه خواهد كرد) چنان كه (در باره جهنميان) فرموده: «اگر (به دنيا) باز گردند دوباره به همان كارهائى كه نهى شده بودند پردازند.» (انعام: ٢٨). آزمايش بدين منظور است كه عدالتش را به آنها اعلام كند، و جز با حجت و دليل پس از انجام عمل عذابشان ننمايد چنان كه خود فرموده: «اگر پيش از اين به عذاب هلاكشان مىكرديم، مىگفتند: پروردگارا، چرا پيامبرى براى ما نفرستادى.» (طه: ١٣٤). و فرموده: «ما تا پيغمبرى نفرستيم عذاب نخواهيم كرد.» (اسراء: ١٥). (و در باره انبيا و پيمبران) فرموده: «فرستادگانى نويد بخش و بيم ده.» (نساء: ١٦٥). نتيجه اينكه خداوند بندگان را بواسطه قدرتى كه به آنها داده آزموده، و اين عقيده بين جبر و تفويض است، و منطق قرآن و اخبار امامان از آل رسول ٦.
(٢) اگر گويند: اين آيه: «هر كه را خواهد هدايت كند، و هر كه را خواهد گمراه سازد.» و امثال آن دليل بر كدام قول است؟ (و آيا مذهب جبر را تأييد نمىكند؟) گوئيم: همه اين آيات به دو گونه توجيه مىشود: يكى اينكه اخبار از قدرت خداوند است كه مىتواند هر كه را خواهد هدايت كند و هر كه را خواهد گمراه سازد، ولى اگر پاى اجبار به ميان آيد، چنان كه در طى رساله شرح داديم، ديگر نه پاداش جا دارد و نه كيفر. دوم اينكه هدايت خدا بمعناى راهنمائى است چنان كه فرموده: «ما قوم ثمود را هدايت كرديم.» يعنى راهنمائى كرديم. «اما كورى را بر هدايت برگزيدند.» (فصلت: ١٧). اگر