تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٥٣ - تفسير تندرستى
را از او بر مىدارد، و لذا فرموده: «بر كور حرجى نيست، و همچنين بر لنگ الخ ...» (نور: ٦١ و فتح: ١٧). از هر كس در اين شرائط باشد جهاد و كليه وظائفى را كه از انجامش عاجز است برداشته و همچنين حج و زكات را بر آن كه مال و استطاعتش داده واجب كرده و از فقير نخواسته، فرموده: «حج خانه (ى كعبه) از طرف خدا بر مردمى كه قدرت (پيمودن) راه دارند واجب است.» (آل عمران: ٩٧). و در باره «ظهار» (نوعى طلاق كه با كفاره اثرش باطل مىشود) فرموده: «آنها كه از زنانشان «ظهار» مىكنند (آنها را همانند مادر و ساير محارم مىخوانند) سپس از حرف خود باز مىگرداند (و اراده نزديكى با آنها مىكنند) بايد (پيش از تماس) بردهاى آزاد كنند (و كسى كه ندارد، شصت روز پياپى پيش از تماس، روزه بگيرد) و هر كه نتواند شصت فقير را سير كند.» (مجادله: ٤- ٣). اينها همه دليل است كه خداوند تبارك و تعالى از بندگان تكليفى ما زاد بر قدرتى كه به آنها داده نخواسته، و نهى و منع او هم به همين منوال است، اين معناى «تندرستى و سلام تخلقت» است.
(١) اما «آزادى راه» يعنى مانع و رادعى نداشته باشد كه در عمل به دستور خدا از او جلوگيرى كند. قرآن در باره افراد مغلوب و زيردستى كه چارهاى ندارند و راه بجائى نمىبرند (و توانائى مهاجرت از مكه ندارند) فرموده: «مگر مردان و زنان و كودكان زيردستى كه قدرت چارهجوئى ندارند و راه به جايى نمىبرند.» (نساء: ٩٨). خدا خبر داده كه زيردست آزادى راه ندارد و در صورتى كه دلش به ايمان مطمئن باشد تعرضى بر او نيست.
(٢) و اما «مهلت زمان» و فرصت، يعنى عمرى كه انسان از زمان تميز كه خداشناسى بر او واجب مىشود، تا دم مرگ مىگذراند، يعنى از آغاز تميز و بلوغ تا هنگام مرگ، پس هر كه در طلب حق به كمال نرسيده بميرد، بخير است (و مسئوليتى ندارد) چنان كه خدا فرموده: «هر كه از خانه بيرون رود، و در راه مهاجرت به جانب خدا و رسول (به مقصد نرسيده) بميرد ... (اجرش بر خدا واقع شده).» (نساء: ١٠٠). هر چند به علت نبودن فرصت كافى، توفيق عمل به دستورهاى او را نيافته و در آيه ديگر بر اشخاص بالغ چيزهائى را حرام كرده كه بر نابالغ حرام نكرده: «به زنان مؤمن بگو چشم فرو خوابانند، (و به نامحرم نگاه نكنند ... و زيور و آرايش خود را ننمايند جز به شوهران ... و كودكانى كه هنوز از عورت زنان آگاهى ندارند).» (نور: ٣١). زنان را از نماياندن آرايش خود به كودك منع نكرده، و احكام ديگر هم در حق او جاى نيست.
(٣) و اما در توشه، يعنى تمكن مالى و گذرانى كه بنده بتواند از آن بر انجام وظائف الهى كمك گيرد، چنان كه در قرآن فرموده: « (بر ناتوانان، و بيماران، و آنها كه چيزى ندارند كه خرج كنند و عائلهشان معطل مىمانند جهاد نيست ...) بر نيكوكاران راه تعرضى نيست.» (توبه: ٩١). (ملامت بر آنهاست كه با توانگرى اجازه تخلف مىخواهند) نمىبينى كه خداوند عذر