تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٤٣ - نامه آن حضرت در رد اهل جبر، و تفويض و اثبات عدل و مرتبه بين جبر و تفويض
را جز براى عبادت خود نيافريدهام، از آنها رزقى نخواهم، و نمىخواهم كه غذايم دهند.» (ذاريات: ٥٧- ٥٦). «و خدا را بپرستيد، و چيزى شريك او نسازيد.» (نساء: ٣٦). «و اطاعت خدا و رسول كنيد، و از او روى نگردانيد، با اينكه (آيات و كلمات او را) مىشنويد.» (آيه در قرآن چنين است: «أطيعوا اللَّه و رسوله» و كلمه أطيعوا الرسول، در متن لا بد اشتباهى است از راويان).
(١) پس هر كه پندارد خدا امر و نهى خود را به بندگان واگذاشته اثبات عجز بر او كرده و او را ملزم دانسته كه هر خير و شرى مردم كردند بپذيرد، و با اين عقيده امر و نهى و وعده و وعيد خدا را بيهوده شمرده، چون خيال مىكند خدا همه را به دست بنده سپرده و البته صاحب اختيار، هر چه خود خواهد كند، كفر يا ايمان هر يك را گزيند نه ايرادى بر او هست و نه منعى، پس قائل به تفويض همه اين تشويق و تهديدها و امر و نهىها را باطل دانسته و اهل اين آيه است كه: «آيا به پارهاى از (آيات) كتاب (آسمانى) ايمان مىآوريد و به پارهاى كافر مىشويد؟ سزاى آن دسته از شما كه چنين كنند جز ذلت در زندگى دنيا نيست، و روز قيامت به سختترين عذابها گرفتار شوند، و خدا از آن چه شما مىكنيد غافل نيست.» (بقره: ٨٥). خداوند از آنچه اهل تفويض گويند بسيار برتر و بالاتر است.
(٢) اما عقيده ما، ما مىگوئيم خداوند «جل و عز» خلق را به قدرتش آفريده، توانائى اطاعتشان داده، سپس به اراده خود امر و نهيشان كرده، اطاعت فرمان را از آنها پذيرفته و پسنديده، از نافرمانى منعشان كرده، معصيتكاران را نكوهش فرموده، و كيفر داده. اختيار امر و نهى با اوست، هر چه را خواهد بگزيند و بدان امر كند، هر چه را نخواهد، نهى كند، و مجازات دهد، زيرا به بندگان قدرت متابعت امر و اجتناب گناه عطا كرده، كه عدل و انصاف و حكمت بالغه او آشكار است، حجتها (ى مردم) را با برطرف كردن عذرها و بيم دادن رفع مىكند، انتخاب پيامبران با اوست، هر يك از برگزيدگان خلقش را خواهد براى تبليغ رسالت و احتجاج بر آنها بگزيند، محمد را گزيد، و با رسالتهاى خود بسوى خلق فرستاد، برخى از كفار قبيلهاش از حسد و تكبر گفتند: «چرا اين قرآن بر مرد بزرگى از آن دو شهر نازل نشد؟» (زخرف: ٣١). مرادشان «امية بن ابى الصلت» (بزرگ مكه) و «ابو مسعود ثقفى» (بزرگ طائف) بود، خداوند انتخاب آنها را بيهوده شمرد، و آرائشان را هم امضا نكرد، و فرمود: «آيا اينها رحمت پروردگار ترا قسمت مىكنند، معاش زندگى دنياشان را ما بين آنها قسمت كرديم، و بعضى را بر بعضى ديگر بمراتبى مزيت داديم، تا يك ديگر را تسخير كنند، و رحمت پروردگارت از هر چه آنها گرد آوردند بهتر است.» (زخرف: ٣٢).