تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٤١ - نامه آن حضرت در رد اهل جبر، و تفويض و اثبات عدل و مرتبه بين جبر و تفويض
به اطاعت امر و نهى خود بر وفق مرادش وادار كند و از اين رو كار را به دست خودشان داده كه به دلخواهشان عمل كنند، و به جهت ناتوانى از مطيع ساختن آنها اختيار كفر و ايمان را به خودشان واگذاشته. و مثال اين مذهب اين است كه مردى غلامى را بمنظور خدمت بخرد كه مقام آقائيش را بشناسد و از امر و نهيش تخلف نكند، و ارباب مدعى باشد كه بر غلام مسلط و مقتدر است، و كارهايش حكيمانه است، سپس امر و نهىها صادر كند، بر اطاعت وعده ثواب دهد، بر تخلف و نافرمانى به عذابهاى دردناك تهديد كند، اما غلام از اراده ارباب سر پيچد، به امر و نهيش اعتنا نكند، خواست او را وقعى ننهد، خودسرانه به اراده و ميل خود كار كند، و ارباب بر اثر ناتوانى از تحميل فرمانش بر او، كار امر و نهى را به خودش واگذارد، و هر كارى را به ميل خود و لو بر خلاف مراد ارباب انجام داد، امضاء كند، او را دنبال كارى فرستد، عمل را برايش مشخص كند، و غلام هر چه دلش خواست انجام دهد، و موقعى كه باز گردد مولا ببيند كه عمل بر خلاف ارادهاش صورت پذيرفته، چون توبيخش كند كه چرا خلاف دستور كردى، گويد: تو خود كار را به من واگذاشتى، من هم به ميل خود عمل كردم، و بر صاحب اختيار منع و ملامتى نيست، به اين دليل تفويض محال است.
(١) آيا با اين توضيح، امر دائر بين يكى از دو چيز نيست؟ ١. يا خواجه قادر است غلام را به اطاعت امر و نهى وادارد، توانائى انجام فرمانش دهد، پاداش طاعت و كيفر معصيت را به او معرفى كند، با توصيف ثواب و عقاب تشويق و تهديدش نمايد تا قدرت مولا را با اين تمكين و ترغيب و تهديدها بفهمد و مشمول عدل و انصافش شود و حجت بر او تمام گردد، و در صورت اطاعت امر پاداش، و در صورت ارتكاب نهى كيفرش دهد؟ (كه البته در اين فرض مسأله تفويض ابطال مىشود و كار از هر جهت به دست مولا خواهد بود). ٢. و يا عاجز و ناتوان است و بدين جهت كار را به غلام وامىگذارد، نيك كند يا بد، فرمان برد يا نه، زيرا از مجازات او و وادار كردنش به اطاعت عاجز است، (و اين فرض قطعا در باره خدا باطل است، چه) اگر ضعف اثبات شد، قدرت و خداوندى نفى مىشود، امر و نهى، ثواب و عقاب، همه بيهوده مىگردد، و البته اين بر خلاف قرآن است كه فرمايد:
« (خدا) كفر را براى بندگانش نمىپسندد، و اگر شكر كنيد برايتان مىپسندد.» (زمر: ٧). «و چنان كه بايد از خدا پروا كنيد، و مبادا نامسلمان بميريد.» (آل عمران: ١٠٢). «و جن و انس