تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٧٣ - (پاسخ آن حضرت به سؤالات مأمون در باره كليات شريعت اسلام)
معاشرت كن كه خدا فرموده: «از من و پدر و مادرت سپاس بگزار، بازگشت بسوى من است و اگر تو را وادارند كه چيزى را كه نمىدانى (و معتقد نيستى) با من شريك سازى اطاعتشان نكن.» (لقمان: ١٥- ١٤). امير المؤمنين ٧ فرمايد: نه براى آنها نماز مىخواندند، نه روزه مىگرفتند، بلكه بر خلاف دستور خدا امر مىكردند و اينان اطاعت مىكردند (ظاهرا حديث در باره اهل كتاب است كه قرآن فرموده: علما و احبار و رهبانشان را بخدائى گرفتند) سپس فرمايد: از پيغمبر ٦ شنيدم كه هر كه از مخلوقى در غير طاعت خدا (يعنى در معصيت خدا) اطاعت كند كافر شده، و خداى ديگر انتخاب كرده.
(١) سر بريدن بره تو دلى به سر بريدن مادر است (اگر سر مادر را بريدند و بره در آن حال مرد حلال است).
(٢) گناهان پيامبران (كه در قرآن اشاره شد) كارهائى كوچك و جزئى بوده كه به احترام مقام نبوتشان بخشوده شده.
(٣) ارث چنان است كه خدا دستور داده: عول[١] ندارد، و با وجود پدر و مادر و اولاد هيچ كس جز شوهر يا زن ارث نمىبرد، و كسى كه سهم معين در ارث دارد سزاوارتر است از آن كه سهم ندارد و «عصبه»[٢] از دين خدا نيست.
(٤) عقيقه (قربانى) براى نوزاد، پسر و دختر روز هفتم در آن روز سرش را مىتراشند و نامگذارى مىكنند، و هم وزن موى پسر طلا يا نقره صدقه مىدهند.
(٥) كارهاى بندگان مخلوق است اما خلق «تقدير» (كه اراده بنده هم در آن مؤثر است) نه خلق (تكوين) (كه بصورت اجبار باشد همانند مخلوقات ديگر) نه قائل به «جبر» باش، نه «تفويض». خداى عز و جل بيگناه را به جرم گنهكار و فرزندان و كودكان را به جرم پدران، مجازات نفرمايد، او خود فرموده: «هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نكشد.» (انعام:
١٦٤ و هكذا). «و انسان جز (حاصل) سعى و كوشش خود حظ و بهرهاى ندارد.» (نجم:
٣٩). و خدا مىآمرزد و ستم نمىكند. خدا اطاعت كسى را كه مىداند بر بندگان ستم مىكند و گمراهشان مىسازد، بر آنها واجب نخواهد كرد، و آن بنده را كه مىداند كافر مىشود و شيطان را بجاى او مىپرستد، به پيامبرى انتخاب نمىكند و نمىگزيند. اسلام غير از ايمان است، هر مؤمن مسلمان است، و هر مسلمان مؤمن نيست. دزد به هنگام دزدى ايمان ندارد، شرابخوار در حال شرب خمر ايمان ندارد، هيچ مؤمن در حال ايمان خونى را كه خدا حرام كرده نريزد، آنها كه حد مىخورند نه مؤمنند نه كافر، خداوند مؤمنى را كه وعده بهشت و خلود در آن داده به دوزخ نبرد، و آن كه بر اثر نفاق يا فسق يا گناه بزرگى مستوجب آتش باشد نه با مؤمنان محشور شود، و نه از آنها باشد، جهنم جز كافران را فرا نگيرد، هر گناهى كه بر اثر ادامه صاحبش را به جهنم كشد، فسق است، و هر كه شرك آورد يا نفاق كند يا گناه بزرگى مرتكب شود فاسق است، و شفاعت براى شفاعت خواهان است، امر بمعروف
[١] عول عبارت است از كمبود ارث از مقدار سهام، و كم كردن از سهام همه به نسبت، مثل اينكه وارث شوهر باشد كه نصف مىبرد و دو خواهر پدرى كه دو سوم مىبرند و قهرا ارث به مقدار يك هفتم كم مىآيد و اهل سنت مىگويند اين مقدار به نسبت ٢/ ١ ٣/ ٢ از همه كسر مىشود، و ائمه : فرمودهاند تنها از خواهرها كسر مىشود به تفصيلى كه در فقه بيان شده است.
[٢]« تعصيب» عبارت است از زياد آمدن ارث از سهام، عكس« عول» كه باز به قول اهل سنت مازادش بين برادران و عموها و فرزندانشان تقسيم مىشود، و به فرموده اهل بيت٧ به طبقات مخصوصى از همان ورثه مانند دختران و خواهران بر مىگردد و مسأله عول و تعصيب يكى از مسائل مهم اختلاف دو فقه است.